چشم از دست ارزندهتر ، و گوش از چشم بهتر است ، و از همينگونه است تأخير بليغتر ، و براى اين مثال آوردهاند به : مقدم داشتن رحمان بر رحيم ، و رؤف بر رحيم ، و رسول بر نبى در فرمودهء خداوند :
( وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا )
« 1 » ، و براى اين نوع نكتهها ذكر شده كه مشهورترين آنها رعايت فاصله است .
دهم : پايين آمدن از بالاتر به پايينتر ، و براى اين مثال آوردهاند :
( لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ )
« 2 »
( لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً )
« 3 » ،
( لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْداً لِلَّهِ وَ لَا الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ )
« 4 » .
اين بود آنچه ابن الصائغ ذكر كرده است ، و ديگران أسباب ديگرى نيز آوردهاند ، از جمله اينكه : دلالتش بر قدرت بيشتر و عجيبتر باشد ، مانند فرمودهء خداوند :
( فَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلى بَطْنِهِ . . . )
« 5 » و فرمودهء خداوند :
( وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ - الْجِبالَ يُسَبِّحْنَ وَ الطَّيْرَ )
« 6 » زمخشرى گفته : بدين جهت كوهها را بر پرندگان مقدم داشته كه تسخير كوهها براى داود و تسبيح آنها با او عجيبتر و بر قدرت الهى دلالتش بيشتر ، و مدخليّتش در اعجاز فزونتر مىباشد ، چون آنها جماد ، و پرندگان حيوان مىباشند .
و از جمله اينكه : فاصلهها رعايت شود ، و براى اين نوع مثالهاى فراوانى خواهد آمد .
و از جمله : فهمانيدن حصر براى اختصاص دادن ، كه در نوع پنجاه و پنجم خواهد آمد .
توجه :
چه بسا يك لفظ در جايى مقدم شود و در جاى ديگر مؤخّر ، و نكتهاش اين است كه يا سياق و روش هرجا مقتضى همان است كه آمده - چنان كه به آن اشاره شد - و يا به قصد اينكه ابتدا و ختم سخن با آن انجام پذيرد به جهت اهتمام به آن ، چنان كه در فرمودهء خداى تعالى است :
( يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ . . . )
« 7 » و يا به قصد تفنّن در فصاحت و
هامش
( 1 ) . مريم ، 51
( 2 ) . بقرة ، 255
( 3 ) . كهف ، 49
( 4 ) . نساء ، 172
( 5 ) . نور ، 45 .
( 6 ) . انبياء ، 79
( 7 ) . آل عمران ، 106