هفتم : سببيّت ، مانند مقدم داشتن عزيز بر حكيم ، زيرا كه خداوند عزت داشت پس محكم نمود و نيز مقدم نمودن عليم بر حكيم ؛ زيرا كه محكم و استوار نمودن از علم برمىخيزد ، و أمّا مقدم داشتن حكيم بر عليم در سورة الانعام به خاطر آن است كه آنجا مقام قانونگذارى و تشريع مىباشد .
و از همينگونه است مقدم نمودن عبادت بر استعانت در سورة الفاتحه ، زيرا كه عبادت سبب حصول اعانت است ، و همچنين فرمودهء خداوند :
( يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ )
« 1 » زيرا كه توبه سبب طهارت و پاك شدن است ،
( لِكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ )
« 2 » چون افك ( - تهمت زدن ) سبب اثم ( - گناه بزرگ ) مىباشد ،
( يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ )
« 3 » ، چون چشم انسان را به كارهاى ديگر مىكشاند كه :
« هر آنچه ديده بيند دل كند ياد » .
هشتم : بسيارى أفراد شىء ، مانند :
( فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ )
« 4 » زيرا كه كفّار بيشترند ،
( فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ . . . )
« 5 » كه ظالم را مقدم داشت چون أفراد آن بيشتر است ، سپس مقتصد - ميانهرو ، و سپس سابق ، و لذا سارق را بر سارقه مقدم داشت چون دزدى در مردها زيادتر است ، و زانيه را بر زانى مقدم نمود چون زنا در زنها بيشتر مىباشد .
و از همين قبيل است مقدم داشتن رحمت بر عذاب در غالب جاهايى كه در قرآن ذكر شده ، و لذا [ از خداوند رسيده ] : « رحمتم بر غضبم غالب است » .
و فرمودهء خداوند :
( إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ )
« 6 » ، ابن الحاجب در امالى خود گفته : بدين جهت أزواج ( - همسران ) را مقدم داشت كه مقصود خبر دادن از اين است كه در بين آنها دشمنانى هستند ، و وقوع آن در همسران بيش از فرزندان است ، و در معنى مورد نظر به قاعده نزديكتر مىباشد ؛ لذا اموال را مقدم داشت در فرمودهء خداوند :
( إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ )
« 7 » زيرا كه تقريبا فتنه از اموال جدا نمىگردد ،
( إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى )
« 8 » ، ولى اولاد در مستلزم بودن فتنه مانند اموال نيستند ، پس مقدم داشتن آنها اولى بود .
نهم : ترقّى از پايينتر به بالاتر ، مانند :
( أَ لَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِها . . . )
« 9 » از پايينتر آغاز كرد تا ترقّى كند ؛ زيرا كه دست از پا برتر ، و
هامش
( 1 ) . بقرة ، 222
( 2 ) . جاثية ، 7
( 3 ) . نور ، 30
( 4 ) . تغابن ، 2
( 5 ) . فاطر ، 32
( 6 ) . تغابن ، 14
( 7 ) . تغابن ، 15
( 8 ) . علق ، 6 و 7
( 9 ) . اعراف ، 195