و ديگرى گفته : بلكه براى جنّيان هم تحدّى واقع گرديده و فرشتگان نيز در آيه نيّت شدهاند ؛ چونكه آنها نيز نمىتوانند مثل قرآن بياورند .
و كرمانى در غرايب التفسير گفته : بدين جهت در آيهء فوق تنها جن و انس ياد شدهاند كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم جنّ و إنس فرستاده شده بود نه فرشتگان .
ششم : غزالى سؤال شد از معنى فرمودهء خداى تعالى :
( وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً
- و اگر ( اين قرآن ) جز از نزد خداوند بود هرآينه در آن اختلاف بسيارى مىيافتند « 1 » .
در جواب گفت : اختلاف لفظى است مشترك بين چند معنى ، و در اينجا منظور نفى اختلاف مردم دربارهء آن نيست ، بلكه نفى اختلاف از ذات قرآن است ، چنان كه گويند : اين سخن مختلف است يعنى أوّل و آخر آن در فصاحت به هم شباهت ندارد ، يا گفته مىشود : دعوى آن مختلف است ، يعنى : بخشى از آن به دين دعوت مىكند و و بعضى ديگرش به دنيا ؛ يا اينكه : نظم آن مختلف است ، كه قسمتى از آن بر وزن شعر مىباشد و قسمتى از آن نه ، و يا مقدارى از آن بر شيوهء خاصّى از جهت پرمحتوى بودن باشد ، و مقدارى ديگر بر خلاف آن ، و كلام خداوند از از اين اختلافات منزّه است ، كه آن بر يك شيوه مىباشد أوّل و آخرش با هم تناسب دارند و در يك درجه است در نهايت فصاحت ، چنين نيست كه بر بد و خوب مشتمل باشد ، و براى يك معنى آورده شده ، يعنى دعوت خلق به خداى تعالى و منصرف نمودنشان از دنيا به سوى دين ، در صورتى كه كلام آدميان اين اختلافات را دارد ، چه اينكه هرگاه گفتههاى شاعران و نويسندگان بر آن قياس گردد ؛ اختلافى در روش نظم و در مراتب فصاحت بلكه در أصل فصاحت در آنها يافت مىشود ، تا جايى كه مشتمل بر بد و خوب خواهد بود ، پس دو نامه يا دو قصيده با هم مساوى نخواهند شد ، بلكه يك قصيده نيز مشتمل بر أبيات فصيح و أبيات پست و بد است ، و همينطور قصايد و أشعار بر أغراض و مقاصد مختلفى مشتملند ؛ زيرا كه شعرا و فصحا در هر وادى سرى مىكشند ، و از هر شاخه برگ و بارى مىگيرند ، گاهى دنيا را مدح كرده و گاهى مذمّت مىكنند ، و يكبار جبن و ترس را مىستايند و آن را احتياط و زيركى نامند ،
هامش
( 1 ) نساء ، 82