تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
زبان عربى حكايت شده ، معانى آنها را مىرساند ، نه اينكه همان ألفاظ خودشان باشد ، لذا شكى نيست كه فرمودهء خداى تعالى :
( قالُوا إِنْ هذانِ لَساحِرانِ يُرِيدانِ أَنْ يُخْرِجاكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِما وَ يَذْهَبا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلى
- فرعونيان گفتند اين دو ( موسى و هارون ) ساحرند كه مىخواهند با سحر خود شما را از سرزمينتان بيرون سازند و شيوهء برترتان را از بين ببرند « 1 » . فصاحتى دارد كه به لغت عجم ( - غير عربى ) جارى نمىشود . هشتم : بارزى در أوّل كتابش : انوار التحصيل في أسرار التنزيل گفته : بدانكه ممكن است از يك معنى با چند لفظ كه بعضى از بعض ديگر بهتر است خبر داده شود ، و همين‌طور است هريك از دو بخش جمله ، كه أحيانا تعبيرى فصيح‌تر و با بخش ديگر متناسب‌تر است ، و بايستى معانى جمله‌ها ، يا تمام الفاظى كه توافق با آن جمله دارند در ذهن حاضر نمود ، سپس مناسب‌ترين و فصيح‌ترين آنها را به كار برد ، كه اين كار در بيشتر أحوال براى أفراد بشر ممكن نيست ؛ ولى نزد خداوند و در علم او حاضر و حاصل است ، لذا قرآن بهترين و فصيح‌ترين كلامهاست ، هر چند كه مشتمل بر فصيح و فصيح‌تر ، و مليح و مليح‌تر مىباشد ، و اين مثالهايى دارد از جمله : فرمودهء خداى تعالى :
( وَ جَنَى الْجَنَّتَيْنِ دانٍ )
« 2 » كه اگر به جاى آن مىگفت : ( و ثمر - الجنّتين قريب - و ميوهء آن دو بوستان نزديك است » از لحاظ جناس جاى آن را نمىگرفت و نيز از جهت اينكه ميوه نمىرساند كه وقت چيدنش باشد كه كلمهء « جنى » مىرساند ، و هم از جهت هماهنگى بين فاصله‌ها . و از جمله فرمودهء خداى تعالى :
( وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ
- و پيش از اين كتابى تلاوت نمىكردى « 3 » بهتر است از تعبير ( تقرأ » چون از جهت همزه‌اى كه دارد سنگين است . و از جمله فرمودهء خداى تعالى :
( لا رَيْبَ فِيهِ
- ترديدى در آن نيست « 4 » بهتر است از تعبير : « لا شكّ فيه » به جهت سنگين بودن إدغام ، و از همين روى كلمهء « ريب » بسيار ياد گرديده است ، و از جمله :
( وَ لا تَهِنُوا )
« 5 » بهتر است از : « و لا تضعفوا » به خاطر آسان بودن تلفّظ آن ، و
( وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي
- استخوانم سست شد « 6 » از « ضعف » بهتر است ، چون فتحه سبكتر از ضمّه است ، و از جمله :
( آمَنَ )
« 7 » سبكتر از « صدّق » مىباشد ، و لذا بيشتر از واژهء
هامش
( 1 ) طه ، 63 ( 2 ) رحمن ، 54 ( 3 ) عنكبوت ، 48 ( 4 ) بقرة ، 2 ( 5 ) آل عمران ، 139 ( 6 ) مريم ، 4 ( 7 ) بقرة ، 62
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 389 | جلال الدين السيوطي / سيد مهدى حائرى قزوينى / محمد ابوالفضل ابراهيم