1 - ترك معارضهء با آن ، با همه انگيزههايى كه بر آن بود ، و نياز شديد به آن ، و تحدّى ( - خواندن خصم به معارضه ) قرآن نسبت به همه .
2 - منصرف كردن از معارضه .
3 - بلاغت .
4 - خبر دادن از أمور آينده .
5 - نقض كردن عادت .
6 - مقايسهء آن با ديگر معجزات .
وى گويد : و نقض كردن عادت چنان است كه : عادت بر أنواع معروفى از كلام جارى بود ، از جمله شعر ، و سجع ، و خطبهها ، و نامهها ، و نثرى كه بين مردم در حرفهاى روزمرّهشان رواج داشت ؛ قرآن شيوهء خاصّى آورد كه از عادت آنها بيرون بود ، زيباييش آنقدر بالا است كه از همهء شيوهها برترى دارد ، و از سخن موزون - كه والاترين أنواع سخن است - نيز برتر مىباشد .
وى افزوده : و أمّا مقايسهء آن با تمام معجزات ديگر : إعجاز آن را از اين جهت آشكار مىسازد ؛ چون راه شكافتن رود ، و مبدّل نمودن عصا به اژدها ، و آنچه در اين روند بوده يكراه در إعجاز است ، كه خارج از عادت بوده و مردم از معارضهء با آن بازنشستهاند .
و قاضى عيّاض در كتاب الشّفا گفته : بدانكه قرآن مشتمل بر وجوه بسيارى از اعجاز است ، و از جهت ضبط أنواع آنها در چهار وجه بدست مىآيد :
أوّل : تأليف زيبا و جوش خوردن كلمات آن به يكديگر و فصاحت ، و وجوه إيجاز ، و بلاغت خارق عادت آن است ، كه بر شيوهء عربها كه گوى سبقت را در ميدان سخن ربوده ، و در اين فن برترى داشتند ، قرآن بر شيوهء آنها فائق آمد .
دوّم : شكل عجيب نظم و ترتيب ، و شيوهء غريب آن است ، كه بر خلاف شيوههاى سخن عرب و روش نظم و نثر آنها آمد ، و مقاطع آياتش بر آن گونه شد ، و فواصل كلماتش به آن منتهى گشت ، و نه قبل و نه بعد آن نظيرى نداشته و نخواهد داشت .
وى گويد : و هر كدام از اين دو نوع خود ذات إيجاز و بلاغت است ، و همان شيوهء شگفتانگيز در حقيقت نوعى اعجاز است كه عرب از آوردن يكى از اين دو عاجز بود ، چون هريك از آنها خارج از توان ايشان و مباين با فصاحت و كلام
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 382
مساهمون: جلال الدين السيوطي
ص٣٨٢