و بقولى : معنى « حم » آنچه خواهد شد مىباشد ، و دربارهء
( حم * عسق )
« 1 » گويد :
منظور كوه قاف است ، و بقولى : ( ق ) كوهى است كه بر زمين احاطه دارد . اين قول را عبد الرّزاق از مجاهد آورده .
و بقولى : به قوّت قلب محمّد صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم سوگند ياد كرده است ، و بقولى : اين قاف از فرمودهء خداوند :
( قُضِيَ الْأَمْرُ )
مىباشد كه بر بقيهء كلمه دلالت دارد . و بقولى : معنى آن : قف يا محمد على اداء الرّسالة - اى محمد بر ابلاغ رسالت ايستادگى كن ، مىباشد ، اين دو قول را كرمانى حكايت كرده است .
و گويند كه : « ن » همان ماهى بزرگ است . طبرانى از ابن عبّاس مرفوعا آورده كه گفت : « نخستين چيزى كه خداوند آفريد قلم و ماهى بزرگ بود به آن ( قلم ) فرمود : بنويس ، گفت : چه بنويسم ؟ فرمود : هر چيزى كه شدنى است تا روز قيامت ، سپس اين آيه را خواند :
( ن وَ الْقَلَمِ )
، پس نون همان ماهى ، و قاف قلم است » .
و بقولى : لوح محفوظ است . اين را ابن جرير از مرسل ابن قرّه مرفوعا آورده .
و بقولى : دوات است ، اين قول را از حسن و قتاده آورده .
و بقولى : مداد است ، كه ابن قتيبه در غريب خود حكايت كرده .
و بقولى : قلم است ، كه كرمانى از جاحظ حكايت كرده .
و بقولى : يكى از اسمهاى پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم است ، كه ابن عساكر در مبهمات خود حكايت كرده است .
و در المحتسب ابن جنّى آمده : ابن عبّاس « حمسق » خواند - بدون عين - و مىگفت : سين هر فرقهاى است كه خواهد بود ، و قاف هر جماعتى است كه خواهد بود .
ابن جنّى گويد : و در اين قرائت دليل بر آن است كه سرآغازها فاصلههايى بين سورهها مىباشند ، و اگر اسمهاى خداوند بودند جايز نبود چيزى از آنها تحريف گردد ، كه در صورت تحريف علم نخواهند بود ، و أعلام را بايد چنان كه هستند ادا نمود و از آنها چيزى نبايد كاست .
و كرمانى در غرايب خود دربارهء فرمودهء خداى تعالى :
( الم * أَ حَسِبَ النَّاسُ )
« 2 » گفته : در اينجا استفهام دلالت مىكند بر اينكه حروف مقطّعه از ما بعد خود جدا
هامش
( 1 ) . شورى ، 1 و 2
( 2 ) . عنكبوت ، 1 و 2