بشنوند ، پس دلها رقت يابد ، و قلبها نرم گردد . عدهاى اين را نيز قول مستقلى شمردهاند ، ولى ظاهر أمر خلاف اين است ، بلكه صلاحيت تناسب با بعضى از أقوال را دارد ، نه اينكه قولى به معنى آن باشد ، چون بيان معنى در آن نيست .
و بقولى : اين حروف بدين جهت ياد شدهاند تا دلالت كند بر اينكه قرآن از همين حروف أ ، ب ، ت ، ث . . . تشكيل شده كه بعضى از آنها مقطّع ، و بعضى ديگر تأليف يافته آمد تا برساند كه قرآن به لغت افرادى كه بر آنها نازل شده و همان حروفى است كه مىشناسند ، تا نكوهش آنها بوده و بر عجز آنان از آوردن مانند آن دلالت نمايد ، پس از آنكه دانستند كه قرآن به همان حروفى كه مىشناسند و سخن خود را از آنها مىسازند نزول يافته است .
و بقولى : مقصود از اينها خبر دادن حروفى است كه كلام از آنها تركيب مىشود ، پس چهارده حرف از آنها را ياد كرد كه نصف تمام حروف است ، و از هر جنس نصفهاى را آورد ، به اين ترتيب :
از حروف حلق : حاء و عين و هاء ، و بالاى دهان : قاف و كاف .
و از دو حرف شفوى ( - كه از لبها ادا مىشنوند ) ميم ، و از حروف همس :
سين و حاء و كاف و صاد و هاء .
و از حروف شدّت : همزه و طاء و قاف و كاف . و از حروف مطبقه : طاء و صاد . و از مجهوره : همزه و ميم و لام و عين و راء و طاء و قاف و ياء و نون . و از منفتحه :
همزه و ميم و راء و كاف و هاء و عين و سين و حاء و قاف و ياء و نون . و از مستعليه :
قاف و صاد و طاء ، و از منخفضه : همزه و لام و ميم و راء و كاف و هاء و ياء و عين و سين و حاء و نون . و از حروف قلقله : قاف و طاء .
و خداى تعالى حروفى را مفرد ، و برخى ديگر را دو حرفى و بعضى را سه حرفى ، و قسمتى را چهار حرفى و پنج حرفى آورده ، چون تركيبات سخن بر همين شيوه است و از پنج حرف بيشتر نيست .
و بقولى : اينها نشانهاى است كه خداوند براى أهل كتاب قرار داده كه بر محمد ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) كتابى خواهد فرستاد كه در آغاز چند سورهء آن حروف مقطّعهاى هست .
اينها أقوالى است كه دربارهء اوايل سورهها بدست آوردهام ، أقوالى كه به طور كلى دربارهء آنها گفته شده ، و دربارهء بعضى از آنها نظريات ديگرى نيز هست ، از
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 35
مساهمون: جلال الدين السيوطي
ص٣٥