آمده است .
و فرمودهء خداوند :
( وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ )
كه با
( وَ يُنْشِئُ السَّحابَ الثِّقالَ )
« 1 » آمده است .
پنجم : در قرآن بسيار است كه فاصلهها با حروف مدّ و لين ، و ملحق نمودن نون ختم شود ، حكمت اين كار آن است كه طرب آوردن با آن ممكن باشد ، چنان كه سيبويه گفته : هرگاه عربها بخواهند ترنم كنند ألف و ياء و نون را در آخر كلمهها بياورند ؛ زيرا كه آنان مىخواهند صدا را بكشند ، و چون نخواهند ترنم كنند ، آن حروف را ترك مىگويند ، و در قرآن با سهلترين جاهاى وقف و دلنشينترين مقطع آمده است .
ششم : حروف فواصل يا متماثلند يا متقارب :
گونهء اول مانند :
( وَ الطُّورِ * وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ * فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ * وَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ )
« 2 » ، و گونهء دوم مانند :
( الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ * مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ )
« 3 » ،
( ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ بَلْ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ فَقالَ الْكافِرُونَ هذا شَيْءٌ عَجِيبٌ )
« 4 » .
امام فخر الدين و ديگران گفتهاند : فواصل قرآن از اين دو قسم بيرون نيست ، بلكه در متماثل و متقارب منحصر است ، وى گفته : و با اين مذهب شافعى بر مذهب ابو حنيفه رجحان مىيابد در اينكه سورة الفاتحه را با بسمله هفت آيه شمرده است ، و
( صِراطَ الَّذِينَ )
را تا آخر سوره يك آيه شمرده است ؛ و كسى كه
( أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ )
را آيهء ششم به حساب آورده ، قولش مردود است زيرا كه با فاصلههاى ساير آيات سوره شباهت ندارد نه با تماثل و نه با تقارب ، و رعايت تشابه در فواصل لازم است .
هفتم : در فواصل بسيار است كه « تضمين » و « إيطاء » آمده ، زيرا كه اين دو در نثر عيب نيستند ، هر چند كه در نظم عيب مىباشند ، و تضمين آن است كه ما بعد فاصله مربوط به آن باشد ، مانند :
( وَ إِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِمْ مُصْبِحِينَ * وَ بِاللَّيْلِ )
« 5 » ، و إيطاء تكرار فاصله با همان لفظ مىباشد مانند فرمودهء خداى تعالى در سورة الإسراء :
( هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا )
« 6 » كه دو آيهء پس از آن را نيز با اين عبارت پايان برده است .
هامش
( 1 ) رعد ، 11 و 12
( 2 ) طور ، 1 و 4
( 3 ) فاتحة ، 3 و 4
( 4 ) ق ، 1 و 2
( 5 ) صافات ، 137 و 138
( 6 ) أسراء ، 93