تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
اقبال و توجه به سوى او برمىانگيزد ، و در آخر مىگويد :
( مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ )
كه مىرساند اينكه او مالك و صاحب اختيار تمام امور است در روز جزا ، در خودش انگيزه‌اى مىيابد كه نمىتواند آن را دفع كند بر خطاب به كسى كه اين صفات را دارد ، و نهايت خضوع و كمك خواهى را إعمال مىنمايد . و گويند كه : بدين جهت تعبير غيبت براى حمد ، و خطاب براى عبادت آمده تا اشاره باشد به اينكه حمد رتبه‌اش پايينتر از عبادت است ؛ زيرا كه انسان نظير خودش را حمد مىگويد ولى او را عبادت نمىكند ، لذا لفظ حمد را با غيبت ، و لفظ عبادت را با خطاب آورد تا در هنگام گفتگو با خداى عظيم سخن برتر را گفته باشد ، و اين بنا بر روش تأدّب است ، و به همين‌گونه تقريبا آخر سوره آمده :
( الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ )
كه با صراحت منعم را ياد كرده و نسبت انعام را در لفظ به او داده ، و نفرمود : « صراط المنعم عليهم » و چون به تذكر غضب رسيد ، با صراحت غضب را به او نسبت نداد ، و لفظ را از ذكر غضب‌كننده منحرف ساخت ، و نفرمود : « غير الذين غضبت عليهم » تا در حال رويارويى از نسبت دادن غضب به او احتراز شود . و گفته‌اند : چون وقتى سزاوار حمد ياد گشت ، و صفات عظيم او از اينكه پروردگار عالميان و رحمان و رحيم و مالك روز جزاست برشمرده شد ، علم به معلومى عظيم - الشأن تعلّق گرفت كه شايستهء آن است فقط او معبود باشد ، و تنها از او كمك خواسته شود ، پس اين‌چنين خطاب شد چون با اين صفات تميّز يافت ، به‌طورىكه انگار گفته شده باشد : « ايّاك يا من هذه صفاته نخص بالعبادة و الاستعانة ، لا غيرك » يعنى : تو را اى كسى كه اين صفات تو است عبادت را اختصاص مىدهيم ، و فقط از تو يارى مىجوييم نه از غير تو . گفته‌اند : و از نكات جالب و لطيف آن توجه به اينكه ابتداى وضع خلق از او - سبحانه و تعالى - غائب و مستوراند ، و از محضر و مخاطبهء او قاصر مىباشند ، و حجاب عظمت الهى بر او افكنده شده ، پس چون او را با صفاتى كه مخصوص او است شناختند ؛ و براى قرب به حضرتش به ثناگوييش متوسل گشتند ؛ و به حمد و عبادت او آن‌چنانكه سزاى خودشان است اقرار كردند ؛ براى خطاب و مناجات او اهليّت يافتند ، پس آنگاه گفتند :
( إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ )
.