را متضمن است لذا تكذيب به آن تعلق گرفته .
و ديگرى گفته : دروغ در تمنى صحيح نيست ، بلكه دروغ در متمنى مىشود كه وقوع آن نزد صاحبش ترجح دارد ، بنابراين آن به اعتقادى كه گمان است وارد شده ، ولى خود آن خبر صحيح است .
گفته : و در فرمودهء خداوند :
( وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ )
معنى آن نيست كه آنچه آنها تمنى كردند واقع نيست ، زيرا كه اين جمله در معرض مذمّت آنها وارد شده ، و در متمنّى مذمّت نيست ، بلكه خبر دروغ نگفتن و ايمان داشتن آنها تكذيب گرديده است .
و حرف تمنّى كه براى آنها به طور خصوص وضع شده « ليت » است ، مانند :
( يا لَيْتَنا نُرَدُّ )
« 1 » ،
( يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ )
« 2 » ،
( يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ )
« 3 » .
و گاهى - كه در صورت علم به مفقود بودن آن باشد - با « هل » تمنى انجام مىشود ، مانند :
( فَهَلْ لَنا مِنْ شُفَعاءَ فَيَشْفَعُوا لَنا )
« 4 » ، و با « لو » نيز مىآيد ، مانند :
( فَلَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَكُونَ )
« 5 » ، لذا فعل در جواب آن منصوب مىشود .
و گاهى با « لعلّ » تمنى مىشود نسبت به دور ، پس در نصب جواب حكم « ليت » را پيدا مىكند ، مانند :
( لَعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبابَ * أَسْبابَ السَّماواتِ فَأَطَّلِعَ )
« 6 » .
ترجّى :
و از جمله أقسام إنشاء : ترجّى مىباشد ، قرافى در الفروق نقل اجماع كرده بر اينكه ترجّى انشاء است ، و بين آن با تمنى فرق گذاشته به اينكه ترجّى فقط در ممكن و تمنى در ممكن و محال هر دو مىباشد ، و نيز ترجى در نزديك و تمنى در دور است ، و همچنين ترجّى در متوقّع و تمنّى در غير آن است ، و تمنّى در جايى است كه مورد علاقهء دل باشد و ترجّى در غير آن است .
و شنيدم كه استادمان علّامهء كافيجى مىگفت : فرق بين تمنّى و عرض همان فرق بين آن با ترجى است .
هامش
( 1 ) انعام ، 27
( 2 ) يس ، 26
( 3 ) نساء ، 73
( 4 ) اعراف ، 53
( 5 ) شعراء ، 103
( 6 ) غافر ، 36 و 37