آن « لا تفعل » مىباشد ، و حقيقت آن حرمت است .
و به طور مجاز براى معانى ديگرى مىآيد ، از جمله :
1 - كراهت ، مانند :
( وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً )
« 1 » .
2 - دعا ، مانند :
( رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا )
« 2 » .
3 - ارشاد ، مانند :
( لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ )
« 3 » .
4 - تسويه ، مانند :
( أَوْ لا تَصْبِرُوا )
« 4 » .
5 - حقير شمردن و كمبينى ، مانند :
( لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ . . . )
« 5 » ، يعنى حقير و اندك است [ آنچه اهل دنيا دارند ] .
6 - بيان عاقبت ، مانند :
( وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ )
« 6 » ، يعنى كه عاقبت جهاد زندگى است نه مرگ .
7 - نااميدى ، مانند :
( لا تَعْتَذِرُوا )
« 7 » .
8 - اهانت ، مانند :
( اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ )
« 8 » .
تمنّى :
و يكى از اقسام إنشاء تمنّى است ، و آن طلب حصول شىء از طريق محبّت مىباشد ، و إمكان داشتن متمنّى شرط نيست بر خلاف مترجّى ، ولى در اينجا نزاع كردهاند كه چگونه تمنى و آرزوى محال طلب ناميده مىشود ؟ در عروس الافراح گفته : « بهترين جواب آن است كه إمام و پيروانش گفتهاند كه : در تمنى و ترجى و نداء و قسم طلب نيست ، بلكه تنبيه است ، و اينكه انشاء ناميده شدهاند جاى تعجب نيست » .
و عدهاى مبالغه كردهاند تا آنجا كه تمنّى را از اقسام خبر قرار دادهاند و اينكه معنى آن نفى است ، و زمخشرى از كسانى است كه به طور جزم خلاف آن را گفتهاند ، سپس در مورد دخول تكذيب در جواب آن در فرمودهء خداى تعالى :
( يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُكَذِّبَ )
تا
( وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ )
« 9 » إشكال كرده ، و پاسخ داده كه چون معنى وعده
هامش
( 1 ) اسراء ، 37
( 2 ) آل عمران ، 8
( 3 ) مائدة ، 101
( 4 ) طور ، 16
( 5 ) حجر ، 88
( 6 ) آل عمران ، 169
( 7 ) توبة ، 66
( 8 ) مؤمنون ، 108
( 9 ) انعام ، 27 و 28