تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
أمر مردم به نيكى دخلى در موضوع ندارد ، و همچنين مجموع اين دو امر را نمىتوان منكر شمرد ؛ زيرا كه لازمه‌اش آن است كه عبادت جزئى از منكر باشد ، و نه خود فراموشى به شرط أمر منكر است ؛ چون فراموشى مطلقا منكر است ، و خود فراموشى در حال أمر شديدتر از حال عدم أمر نيست ؛ زيرا كه زشتى معصيت با منضم شدنش با طاعت زيادتر نمىشود ؛ به جهت اينكه جمهور علما بر آنند كه أمر به نيكى واجب است - هر چند كه شخص خودش را فراموش كرده باشد - و أمر او به نيكى چگونه گناهش را بيشتر خواهد كرد و حال آنكه خير آورندهء شر نيست ! در تاج الافراح گفته : در جواب گفته مىشود كه : مرتكب شدن گناه در صورتى كه نهى از آن مىكند زشت‌تر است ، زيرا كه حال انسان متناقض نشان مىدهد ، و گفتهء او را مخالف با فعلش ارائه مىنمايد ، لذا معصيت با وجود علم داشتن أفحش است از حال جهل ، وى گفته : ولى جواب دادن به اين اشكال كه طاعت محض چگونه گناهى را كه مقارن آن است مىافزايد ، نياز به دقت دارد .

أمر :

از أقسام انشاء أمر است ، و آن طلب فعل بدون دست برداشتن مىباشد ، و صيغهء آن : « افعل » و « ليفعل » است ، و آن حقيقت در وجوب مىباشد ، مانند :
( وَ أَقِيمُوا - الصَّلاةَ )
« 1 » ،
( فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ )
« 2 » . و مجازا براى معانى ديگرى مىآيد ، از جمله : 1 - ندب ( استحباب ) ، مانند :
( وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا )
« 3 » . 2 - اباحه : مانند :
( فَكاتِبُوهُمْ )
« 4 » ، شافعى تصريح كرده بر اينكه أمر در آن براى اباحه است ، و از همين‌گونه است :
( وَ إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا )
« 5 » . 3 - دعا از پايين به بالا ، مانند :
( رَبِّ اغْفِرْ لِي )
« 6 » . 4 - تهديد ، مانند :
( اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ )
« 7 » چون منظور اين نيست كه هر چه مىخواهند انجام دهند .
هامش
( 1 ) بقرة ، 43 ( 2 ) نساء ، 102 ( 3 ) اعراف ، 204 ( 4 ) نور ، 33 ( 5 ) مائدة ، 2 ( 6 ) اعراف ، 151 ( 7 ) فصلت ، 40