تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
سىام : مسخرگى و استهزاء نمودن ، مانند :
( أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ )
« 1 » ،
( أَ لا تَأْكُلُونَ * ما لَكُمْ لا تَنْطِقُونَ )
« 2 » . سى و يكم : تأكيد معنى ادات استفهامى كه پيش از آن ذكر شده ، مانند فرمودهء خداوند :
( أَ فَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذابِ أَ فَأَنْتَ تُنْقِذُ مَنْ فِي النَّارِ )
« 3 » ، عبد اللّطيف بغدادى گفته : يعنى : كسى كه كلمهء عذاب بر او حتمى شد پس تو او را خلاص نكنى ، بنابراين ( من ) براى شرط ، وفاء جواب شرط ، و همزه در ( أ فأنت ) اعاده شده و تأكيد نموده به جهت اينكه سخن طولانى شده است ، و اين از انواع آن است . و زمخشرى گفته : همزهء دوم همان همزهء اوّلى است ، براى تأكيد معنى انكار و استبعاد تكرار شده است . سى و دوم : إخبار ، مانند :
( أَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتابُوا )
« 4 » ،
( هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ )
« 5 » .

چند تذكر :

اوّل : آيا معنى استفهام در اين اشياء هست و معنى ديگرى به آن منظم شده ، يا به كلى از استفهام جدا شده‌اند ؟ در عروس الافراح گفته : محلّ نظر است ، وى گفته : ظاهرا نظر اول درست است ، و مؤيّد آن سخن تنوخى در الاقصى القريب است كه گفته : ( لعلّ ) براى استفهام به كار مىرود با اينكه معنى ترجى در آن باقى است ؛ وى گفته : و از مرجّحات اين نظر آنكه استبطاء در جايى كه مىگويى : كم أدعوك - تا كى تو را بخوانم معنايش اين است كه دعوت به حدى رسيده كه شماره‌اش را نمىدانم ؛ و در صدد آنم كه عدد آن را بدانم ، و معمولا شخص در صورتى كه شمارهء عملى كه از او صادر شده نداند از عدد آن استفهام مىنمايد ، و اين طلب فهم شماره استبطاء را نيز مىرساند . و امّا تعجب : استفهام با آن مستمر است ، چون هركس از چيزى تعجب مىكند به زبان حال از سبب آن جستجو مىنمايد ، انگار كه مىگويد : چه چيزى براى من عارض شد در حال نديدن هدهد ! و در كشّاف به بقاء استفهام در اين آيه
هامش
( 1 ) هود ، 87 ( 2 ) صافات ، 91 و 92 ( 3 ) زمر ، 19 ( 4 ) نور ، 50 ( 5 ) انسان ، 1