تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
« عشرة » ذكر شده تا اين توهم پيش نيايد كه واو در « و سبعة » به معنى « أو » مىباشد ، كه ثلاثة در آن داخل گردد ، چنان كه در فرمودهء خداوند است :
( خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ )
سپس فرموده :
( وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَكَ فِيها وَ قَدَّرَ فِيها أَقْواتَها فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ )
« 1 » كه دو روزى كه در اوّل ذكر گرديده در اين چهار روز داخل است ، و چهارى غير از آنها نيست ، و اين بهترين جوابى است كه در مورد آيه گفته شده ، زمخشرى به آن اشاره نموده ، و ابن عبد السّلام آن را ترجيح داده ، و زملكانى در أسرار التنزيل به آن جزم كرده است ، وى گفته : و نظيرش :
( وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ )
« 2 » مىباشد ، كه احتمال اينكه آن ده شب بدون وعده بوده است را از بين مىبرد . ابن عسكر گفته : فايدهء وعده به سى شب در اوّل و سپس به ده شب آن است كه نزديك بودن انقضاء مدّت وعده برايش تجديد گردد ، و در آن مدّت آماده و با حواس جمع و حضور ذهن بوده باشد ، چون اگر از اوّل چهل شب وعده مىشد مساوى بود ، پس چون فاصله داده شد دل نزديكى تمام شدن مدّت را احساس كرد ، و عزمى كه پيشتر نبود تجديد گشت . و كرمانى در عجايب گفته : دربارهء فرمودهء خداوند :
( تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ )
هشت جواب هست : دو جواب از تفسير ، و يك جواب از فقه ، و يك جواب از نحو ، و يك جواب از لغت ، و يك جواب از معنى ، و دو جواب از حساب ، كه تمام آنها را در أسرار التنزيل آورده‌ام .

گونهء دوازدهم - تفسير :

اهل بيان گفته‌اند : كه عبارت است از اينكه در سخن پوشيدگى و خفاء بوده باشد پس چيزى كه آن را زايل كند و تفسير نمايد آورده شود . و از مثالهاى اين نوع است :
( إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً * إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً * وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً
- همانا انسان حريص و بىصبر آفريده شده ، هرگاه زيانى به او رسد بىتاب گردد ، و چون خيرى به او رسد منع كرده و بخل مىورزد ) « 3 » . كه « إذا مسّه » تا آخر تفسير « هلوع » است ، چنان كه ابو العاليه و ديگران
هامش
( 1 ) فصلت ، 9 و 10 ( 2 ) أعراف ، 142 ( 3 ) معارج ، 19 و 21
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 229 | جلال الدين السيوطي / سيد مهدى حائرى قزوينى / محمد ابوالفضل ابراهيم