( وَ لَوْ شاءَ لَهَداكُمْ )
« 1 » يعنى : و لو شاء هدايتكم ؛ كه اگر شنوندهاى بشنود كه ( و لو شاء ) در دلش مىافتد كه مشيت مردم بر عليه خداوند واقع شود ، نمىداند كه معنى چيست ، پس چون جواب ذكر شد واضح گرديد كه مقصود چيست ، و بيشتر بعد از ادات شرط واقع مىشود ، زيرا كه مفعول مشيت در جواب آن ذكر گرديده ، و ايهام آن را از بين برده است .
و گاهى با غير ادات شرط مىباشد به جهت استدلال به غير جواب ، مانند :
( وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ )
« 2 » ، و علماى بيان ذكر كردهاند كه مفعول مشيّت و اراده ذكر نمىشود مگر در صورتى كه غريب يا مهم باشد ، مانند :
( لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ )
« 3 » ،
( لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً )
« 4 » ، و بدين جهت هميشه يا بيشتر اوقات مفعول مشيت از بين أفعال حذف مىگردد كه وجود مشيت مستلزم وجود مشيت شده است ، پس مشيتى كه مستلزم مضمون جواب است جز همان مشيت جواب نمىتواند باشد ، لذا اراده نيز در حذف هميشگى مفعولش مانند آن است ، اين راز ملكانى و تنوخى در الاقصى القريب آورده و گفتهاند : و اگر بعد از ( لو ) حذف شود همان است كه هميشه در جواب آن ذكر مىگردد ، و در عروس الافراح آورده :
( قالُوا لَوْ شاءَ رَبُّنا لَأَنْزَلَ مَلائِكَةً )
« 5 » ، كه معنايش اين است : ( لو شاء ربنا ارسال الرسل لانزل ملائكة - اگر خدا مىخواست پيغامبرانى بفرستد فرشتگانى مىفرستاد ) ؛ زيرا كه معنى بر اين نحو معين است .
فايده :
شيخ عبد القاهر گفته : هيچ اسمى نيست كه در حالتى شايسته باشد حذف شود ، مگر اينكه حذف آن بهتر است از ذكرش ، و ابن جنّى حذف را شجاعت عربى خوانده ؛ زيرا كه بر سخن شجاعت ورزيدهاند .
قاعدهاى در حذف مفعول اختصارا و اقتصارا :
ابن هشام گفته : عادت نحويين بر اين جارى شده كه به حذف مفعول براى اختصار و
هامش
( 1 ) . نحل ، 9
( 2 ) . بقرة ، 255
( 3 ) . تكوير ، 28
( 4 ) . أنبياء ، 17
( 5 ) . فصلّت ، 14