تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
دربارهء اين آيه پرسيد ، جواب داد : عادت عرب چنين است كه هرگاه از معنى چيزى عدول كند ، حروف آن را كم گرداند ، و چون شب راه نمىرود ، بلكه در آن راه مىروند از آن يك حرف ناقص گرديد ، همان‌طوركه خداوند متعال فرمود :
( وَ ما كانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا )
« 1 » كه در اصل ( بغية ) بوده ، و چون از اصل خود تغيير داده شد يك حرف از آن كم گرديد . و از جمله : اينكه جز براى خداوند صلاحيت نداشته باشد ، مانند :
( عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ )
« 2 »
( فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ )
« 3 » . و از جمله : شهرت آن است كه نام بردن و نبردن مساوى باشد ، زمخشرى گفته : و آن نوعى از دلالت حال است كه از دلالت مقال زبانش گوياتر است ، و بر اين حمل شده قرائت حمزه :
( تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ )
« 4 » ، زيرا كه در اينجا تكرار حرف جر شهرت دارد ، پس شهرت به جاى آوردن آن قرار گرفته است . و از جمله : مصون داشتن از ذكر آن به جهت شرافت آن ، مانند فرمودهء خداوند :
( قالَ فِرْعَوْنُ وَ ما رَبُّ الْعالَمِينَ قالَ رَبُّ السَّماواتِ . . . )
« 5 » كه مبتدا در سه مورد حذف شده : پيش از ذكر رب ؛ يعنى : ( هو ربّ ) ، ( اللّه ربّكم ) ، ( اللّه
رَبُّ - الْمَشْرِقِ )
« 6 » ، زيرا كه بر موسى حال فرعون و اقدام او بر اين سؤال بزرگ و گران آمد ، پس به خاطر تعظيم و تفخيم نام خداوند را تقدير كرد ، و در عروس الافراح اين نوع را مثال زده به فرمودهء خداى تعالى :
( رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ )
« 7 » ، يعنى ذاتك . و از جمله : حفظ كردن زبان است از ذكر آن به خاطر تحقير آن ، مانند :
( صُمٌّ بُكْمٌ )
« 8 » يعنى : آنها ، يا منافقين . و از جمله : قصد عموم است ، مانند :
( وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ )
« 9 » يعنى : بر عبادت و و تمام امورمان ،
( وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ )
« 10 » يعنى : هر فرد را . و از جمله : رعايت فاصله است ، مانند :
( ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى )
« 11 » يعنى : و ما قلاك . و از جمله : قصد بيان پس از ابهام مىباشد ، چنان كه در فعل مشيت آمده :
هامش
( 1 ) . مريم ، 28 ( 2 ) . أنعام ، 73 ( 3 ) . هود ، 107 ( 4 ) . نساء ، 1 ( 5 ) . شعراء ، 24 ( 6 ) . شعراء ، 23 و 29 ( 7 ) . أعراف ، 143 ( 8 ) . بقرة ، 18 ( 9 ) . فاتحه ، 5 ( 10 ) . يونس ، 25 ( 11 ) . ضحى ، 2