1 - علل آن :
از جمله سببهاى آن تنها اختصار و پرهيز از بيهودهگويى است ، به جهت ظهور آن .
و از جمله : توجه دادن اين نكته است كه زمان كوتاهتر از آن است كه محذوف آورده شود ، و مشغول شدن به ذكر آن مايهء از دست دادن مهم است ، و اين فايدهء باب تحذير و اغراء است ، و هر دو در فرمودهء خداى تعالى :
( ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْياها )
« 1 » جمع شده است ، كه ناقة اللّه تحذير است با تقدير ( ذروا ) و سقياها اغراء است با تقدير ( الزموا ) .
و از جمله تفخيم و بزرگ شمردن است به جهت ابهامى كه در آن است ، حازم در منهاج البلغاء گفته : بدين جهت حذف نيك خواهد بود كه دلالت بر آن قوى باشد ، يا برشمردن أشياء مختلفى در نظر باشد ، كه شمارش آنها به درازا بكشد و مايهء خستگى و ملال گردد ، در اين صورت حذف گشته و به دلالت حال اكتفا مىشود ، و مىگذارند خود شخص در آن اشياء كه از ذكر آنها با آوردن بعضى نمونهها اكتفا شده در درون خويش سير نمايد ، وى گفته : و به همين منظور در مواردى كه خواسته باشند تعجب و بهت بر نفوس واقع گردد ، اين امر ترجيح دارد ، و از اين قبيل است فرمودهء خداوند در توصيف أهل بهشت :
( حَتَّى إِذا جاؤُها وَ فُتِحَتْ أَبْوابُها )
« 2 » كه جواب حذف شده ، چون توصيف آنچه در آن هنگام خواهند ديد و رسيد نامتناهى و تمام نشدنى است ، لذا حذف نشانهاى بر تنگ بودن دايرهء سخن از توصيف آنچه مشاهده مىكنند ، قرار داده شده ، و گذاشته شده كه دلها خود آنچه بخواهند تخمين زنند با وجود اين به آخر و حقيقت آن نيز دست نيابند .
همچنين فرمودهء خداوند :
( وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ )
« 3 » يعنى : اگر ببينى هنگامى كه در آتش واقع مىشوند ، امر سنگينى خواهى ديد كه شايد نتوان از آن تعبير كامل آورد .
و از جمله : سبك كردن عبارت است به جهت بسيار آمدن آن در كلام ، چنان كه در حرف ندا ، مانند :
( يُوسُفُ أَعْرِضْ )
« 4 » ، و نون ( لم يك ) و جمع سالم ، و از اين قبيل است قرائت :
( وَ الْمُقِيمِي الصَّلاةِ )
« 5 » و ياء :
( وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ )
« 6 » و مؤرّج سدوسى از اخفش
هامش
( 1 ) . شمس ، 13
( 2 ) . زمر ، 73
( 3 ) . أنعام ، 27
( 4 ) . يوسف ، 29
( 5 ) . حج ، 35
( 6 ) . فجر ، 4