تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
افعل التفضيل ، و كلمهء پس از آن حذف شده ، و كلمهء ( قصاصا ) با قتل اول حذف شده ، و ( ظلما ) از قتل دوم حذف شده است و تقدير جمله چنين مىباشد : القتل قصاصا أنفى للقتل ظلما من تركه . هفتم : در آيه صنعت طباع به كار رفته ، زيرا كه قصاص ضد حيات را اشعار مىدارد ، به خلاف مثل . هشتم : آيه بر فنّ بديعى مشتمل است ، و آن قرار دادن يكى از دو ضد كه مرگ و فنا باشد را به جاى ضد ديگر كه زندگى باشد ، و استقرار حيات در مرگ مبالغهء عظيمى است ، اين را در كشّاف آورده و مؤلّف ايضاح چنين تعبير كرده كه قصاص را همچون منبع زندگى و كان حيات قرار داده با داخل كردن ( فى ) بر آن . نهم : اينكه در مثل سببهاى بسيار سبكى پى در پى مىآيد ، يعنى : سكون بعد از حركت ، كه اين ناخوشايند مىباشد ، چون لفظى كه نطق مىشود هرگاه حركاتش پى در پى آيد زبان توان نطق به آن را خواهد داشت ، و فصاحتش آشكار مىگردد ، بر خلاف اينكه پس از هر حركت سكونى باشد ، كه حركتها با سكونها قطع مىشوند ، چنان كه چهارپايى هرگاه اندك حركتى كند بازداشته شود ، باز تا حركت كند جلوش را بگيرند راه رفتن و آزاد بودنش معلوم نمىگردد ، و نمىتوانى آن‌طور كه خواسته‌اى آن را به حركت وادارى ، پس مانند بسته شده خواهد بود . دهم : اين مثل از نظر ظاهر همچون متناقض مىنمايد ، چونكه شىء خودش را نفى نمىكند . يازدهم : سالم بودن آيه از تكرار قلقلهء قاف است كه مايهء فشار و شدّت و دورى آن از غنّهء نون است . دوازدهم : مشتمل بودن آيه بر حروف متلائم ، كه از قاف به صاد رفته ، چون قاف از حروف استعلا است و صاد هم از حروف استعلا و اطباق است ، به خلاف خروج از قاف به تاء كه حرف پايين مىباشد و با قاف جور نيست ، و همچنين خروج از صاد به حاء از خروج از لام به همزه بهتر است ، چون نوك زبان و آخر حلق از هم دور هستند . سيزدهم : نطق كردن به صاد و حاء و تاء صدا را نيكو مىنمايد ، ولى در تكرار قاف و تاء چنين نيست . چهاردهم : سالم بودن آيه از ذكر قتل كه وحشتى را مىرساند ، به خلاف لفظ ( قصاص ) كه طبعها نسبت به آن بيشتر گرايش دارند از لفظ قتل .