پنجم : آوردن آنچه قوت ندارد در وصف همانند آنچه در آن قوت دارد ، مانند فرمودهء خداى تعالى :
( وَ لَهُ الْجَوارِ الْمُنْشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلامِ
- و او راست كشتيهاى بزرگ كوهمانندى كه در درياها در گردشند « 1 » ، كه وجه جمع آنها بزرگى و عظمت است ، و فايدهء آن آشكار كردن قدرت بر تسخير أجسام بزرگ در لطيفترين آبها مىباشد ، و سود بردن خلايق با حمل و نقل اثاثيهها و وسايل سنگين ، و پيمودن راههاى دراز در زمانهاى كوتاه ، و لازمهء آن كه بادها براى انسان تسخير گردد ، پس اين كلام خبر عظيمى را در بر گرفته و نعمتهاى بزرگ الهى را برشمرده ؛ و تشبيهات قرآن بر اين پنج وجه جريان دارند .
ششم : از جهت ديگرى دو گونه است :
1 - مؤكّد : كه ادات در آن حذف شده ، مانند :
( وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ )
« 2 » ، يعنى :
مثل مرّ السحاب
( وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ )
« 3 » ،
( وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ )
« 4 » .
2 - مرسل : كه در آن ادات تشبيه حذف نشده است ، مانند آيات گذشته .
و آنكه ادات در آن محذوف است بليغتر مىباشد چون از روى مجاز دوّمى بهمنزلهء اوّلى قرار داده شده است .
قاعده :
قاعده آن است كه ادات تشبيه بر مشبّه به داخل شود ، و گاهى بر مشبّه داخل مىگردد ، يا به قصد مبالغه كه در اين صورت تشبيه قلب مىشود ، و مشبه به صورت أصل قرار مىگيرد ، مانند :
( قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا )
« 5 » كه اصل اين بود كه بگويند :
ربا مانند بيع است ؛ چون سخن دربارهء ربا است نه دربارهء بيع ، كه از آن عدول كرده و ربا را اصل قرار دادند كه بيع در جواز به آن برگردد ؛ و از اين گونه است فرمودهء خداى تعالى :
( أَ فَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لا يَخْلُقُ )
« 6 » كه ظاهرا عكس شده است ، چون خطاب به پرستندگان بتهايى است كه آنها را خدا خواندهاند ، و به خداى سبحانه و تعالى تشبيه كردهاند ، پس غير خالق را مثل خالق
هامش
( 1 ) . رحمن ، 24
( 2 ) . نمل ، 88
( 3 ) . احزاب ، 6
( 4 ) . آل عمران ، 133
( 5 ) بقرة ، 275
( 6 ) نحل ، 17