كند و مانند اينها . . . و در مساوى بودن اينها در ستمكارتر بودن اشكالى نيست ، و دلالت ندارد بر اينكه يكى از آنها ظالمتر از ديگران باشد ، چنان كه اگر بگويى :
هيچكس فقيهتر از آنها نيست . پايان سخن ابو حيان .
حاصل اين جواب آن است كه نفى كردن برترى مستلزم نفى تساوى نيست .
4 - و يكى از متأخرين گفته : اين استفهامى است كه مقصود از آن - هولانگيزى و رسواسازى مىباشد ، نه اينكه به طور حقيقى ظالمتر بودن را اثبات كند يا از غير او نفى نمايد .
5 - و خطّابى گفته : شنيدم كه ابن أبى هريره از ابو العبّاس بن سريج حكايت كرده كه گفت : از يكى از علما سؤال شد دربارهء فرمودهء خداوند :
( لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ )
« 1 » كه خبر داده كه به اين شهر سوگند ياد نمىكنم . سپس در جاى ديگر سوگند ياد كرده كه :
( وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ )
« 2 » . آن عالم گفت : كداميك را خوشتر دارى :
جوابت را بدهم سپس دليلت را بشكنم ؟ يا تو را خاموش كنم سپس جواب بدهم ؟
گفت : خاموشم كن سپس جوابم را بازگوى ، به او گفت : بدانكه اين قرآن در حضور مردانى بر پيغمبر صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم نازل شد و در ميان قومى آمد كه حريصترين مردم بودند بر اينكه در آن جاى طعنه و اشكالى بيابند ، پس اگر اين نزد آنها تناقض بود به آن دست مىزدند و فورا آن را رد مىكردند ؛ ولى آنها دانستند و تو جاهلى ، و آنچه انكار مىدارى آنها انكار ننمودند ، سپس گفت : عربها گاهى « لا » را در ميان كلام خود مىآورند و معنى آن را لغو مىكنند ، و در اين باره ابياتى را شاهد آورد .
توجه :
استاد ابو اسحاق اسفرايينى گويد : هرگاه آياتى معارض بودند و جمع و ترتيب بين آنها متعذّر و امكانناپذير بود ، تاريخ نزول آنها را جستجو مىكنيم ، و آنچه متأخر باشد مىگيريم و متقدم را رها مىسازيم ، و اين در حقيقت نسخ است ، و اگر تاريخ نزول آنها دانسته نشود و اجماع بر عمل به يكى از دو آيه بود مىفهميم كه
هامش
( 1 ) . بلد ، 1
( 2 ) . تين ، 3