هرگز نمىرسند و انّى ذلك و اين فانّ ادعاء مساواتهم له فضلا عن تفضيلهم كذب بلا مين دوّم آنكه از آن ظاهرست كه حاكم از حفّاظ شريعت مقدّسه بوده سوم آنكه از آن واضح است كه حاكم از طبقهء جليلهء ابو عبد اللَّه بن منده و أبى عبد اللَّه الحسين بن احمد بن بكير و عبد الغنى بن سعيد الازدى و أبى بكر بن مردويه و أبى عبد اللَّه محمّد بن احمد غنجار و أبى بكر البرقانى و أبى حازم العبدوى و حمزة السّهمى و أبى نعيم اصبهانى بوده و ظاهرست كه اين حضرات از اساطين دين و ائمّه منقدين و مشايخ مقبولين و اسلاف معظمين سنّيهاند چهارم آنكه از قول او فهؤلاء مهرة هذا الفنّ هويداست كه حاكم مثل ديگر حضرات مذكورين از مهرهء فنّ حديث و حذّاق اين علم شريفست و سبكى بر ذكر او مثل ذكر ديگر ائمّه و اساطين خود مىنازد پنجم آنكه از آن ظاهرست كه حاكم مثل ديگر حضرات مذكورين بالاترست از بسيارى از ائمّه سنيّه كه سبكى اغفال ذكر شان كرده مىبايد كه آدمى بذكر حاكم و ديگران تنبّه بر ديگران حاصل سازد و ششم آنكه ازين عبارت در كمال وضوح و ظهور لائحست كه حاكم در صفت جميله حفظ شريعت و مديحت جليله مهارت در فن حديث مشاركت با خلفاء راشدين و اكابر صحابهء مكرمين داشته و علم مساهمتشان و لو بعد عدّة طبقات برافراخته هفتم آنكه بنابر افاده يزيد بن زريع كه در صدر اين عبارت مذكورست ظاهرست كه براى هر دينى فرسان هستند و فرسان اين دين اصحاب اسانيد مىباشند و چون حاكم بنصّ سبكى از اصحاب اسانيد بلكه از حفاظ شريعت و مهره فن حديثست پس حاكم از فرسان دين و رؤساء حكام شرع مبين باشد هشتم آنكه ازين عبارت هويداست كه سبكى
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 171
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص١٧١