علماء نيسابور و المدخل الى علم الصّحيح و المستدرك على الصحيحين و ما تفرّد به كلّ واحد من الامامين و فضائل امام شافعيست او را بسوى حجاز و عراق دو رحلتست رحلت ثانيه در سنة ستّين و ثلاثمائة بود با حفّاظ مناظره كرده و با شيوخ مذاكره نموده و از آنها نوشته و با دار قطنى مباحثه نموده و وى آن را پسنديده خليلى در كتاب الارشاد گفته حديث در سنة ثلثين شنيده و املا در ماوراء النهر در سنة خمس و خمسين نموده و در عراق بسنة سبع و ستّين و دار قطنى لازم او گرديده ابو بكر قفّال شاشى و انظار او از وى راوىاند قاضى نيسابور شده بود در سنة تسع و خمسين در ايّام دولت سامانيّه و وزارت أبى النّصر محمّد بن عبد الجبّار العتبى بعده قاضى جرجان گشته ممتنع شد در بستان المحدثين گفته حاكم او را از آن گويند كه قاضى شده بود و طهمانى نسبت بيكى از اجداد اوست كه طهمان نام داشت و ابن البيّع بفتح موجده و تشديد تحتيه از آن خوانند كه يكى از اجداد او بيّع بود بيّع را در لغت هندى بيوپارى نامند تولد او در سنة 321 احدى و عشرين و ثلاثمائة در نيسابور بوده در صغر سن طلب علم حديث نمود پدر و ماموى او او را برين كار ترغيب و تقييد مىكردند پدرش مسلم را ديده بود و او از پدر خود روايت دارد و از ابو العباس اصم و ابو عبد اللَّه الاخرم و ابو العبّاس بن محبوب و ابو عمرو بن السمّاك و ابو علىّ نيسابورى و ديگر اجلّهء علماى اين فن و ابو ذر هروى صاحب روايت بخارى و ابو يعلى خليلى و ابو القاسم قشيرى و بيهقى و ديگر اساتذهء اين صنعت از وى روايت نمودهاند گويند در زمان وى چهار كس در مملكت اسلام سرآمد محدثين بودند دار قطنى در بغداد
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 160
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص١٦٠