و عجب ماجرائيست و درين بحث غير از كتب معتبره شيعه منقول عنه نخواهد بود چنانچه در تمام رساله از ملتزماتست انتهى كمال عجبست كه مخاطب درين كلام نيز بتصريح صريح ادعا مىفرمايد كه در تمام رسالهاش التزام نقل از كتب معتبره شيعه كرده است و غير از كتب معتبره شيعه در تمام رسالهاش منقول عنه نيست و باز وقاحة و جسارة در اين مقام و بسيارى از مقامات اخلاف و اخفاء را باعلان و اجهار كار بند مىشود و راه ترك ملتزمات و نقض مشترطات خود عيانا و جهارا مىرود
چهارم
آنكه نيز مخاطب در باب ششم در ذكر عقيده تفضيل غير انبيا بر انبيا گفته و چون زيديه درين باب ردّ شنيع بر اماميّه نمودهاند و روايات متواتره ناص بر آنكه
من قال انّ اماما من الائمة افضل من الانبياء فهو هالك
از ائمه ثلاثه يعنى حضرت امير و سبطين در كتب خود آوردهاند اهل سنت را حاجت اثبات اين مطلب از اقوال عترت مرتفع شد ليكن بنابر التزام اين رساله از كتب اماميّه نيز چيزى منقول شود انتهى ازين عبارت نيز در غايت ظهورست كه مخاطب درين كتاب خود التزام نقل از كتب اماميّه نموده پس حيفست كه چگونه در اين مقام و ديگر مقامات منحلة النظام نقض اين ابرام و خلف اين التزام مىفرمايد و راه اظهار علوّ درجه خود در صدق و وفا و صفا و نهايت بعد خود از حيف و زيغ و جفا مىپيمايد
پنجم
آنكه مخاطب در همين باب امامت فرموده و امّا اقوال عترت پس آنچه از طريق اهل سنت مرويست خارج از حد حصر و احصاست در همان كتاب يعنى ازالة الخفا بايد ديد و چون درين رساله التزام افتاده كه غير از روايات شيعه متمسك به در هيچ امر نباشد آنچه از اقوال عترت درين باب در كتب معتبره و مرويات صحيحهء ايشان موجودست بقلم مىآيد انتهى وا عجباه كه بتكرار و اصرار اظهار التزام تمسك بروايات كتب معتبرهء اهل حقّ درين كتاب عالى نصاب مىفرمايد و باز اينجا و جاهاى بسيار نقض اين عهد موثق و محكم و رفض اين وعد ملتزم و مبرم ايثار فرموده كمال صدق و ديانت و نهايت ورع و امانت خدام عاليمقام خود ظاهر مىنمايد
ششم
آنكه چنانچه بطلان احتجاج و استدلال به اين روايت بمقابله اهل حقّ از افادات عديده خود مخاطب و واضح و لائحست همچنان شناعت و فظاعت آن از افادات والد ماجد حضرتش ظاهر و باهر والد مخاطب در آخر قرة العينين گفته اين ست تقرير آنچه درين رساله از دليل عقلى و نقلى بر تفضيل شيخين اقامت نمودهايم بقيّة الكلام دفع شبهات مخالفينست و ما را درين رساله باجوبه اماميه و زيديه كار نيست مناظرهء ايشان بطور ديگر بايد نه باحاديث صحيحين و مانند آن و بعد از قطع نظر از اماميه و زيديه باستقرا معلوم شد كه مخالفان و متوقفان درين مسئله سه كردهاند انتهى به قدر الحاجة ازين عبارت صراحة ظاهرست كه باحاديث صحيحين فضلا عن غيرها مناظره اماميه بلكه زيديه هم نتواند كرد پس احتجاج به اين روايت مكذوبه بمقابلهء اهل حقّ چنانچه اظهار برائت خود از كذب و غدر و اخلاف و اعتساف حسب افادهء خودست همچنان اظهار مجانبت كمال عقوق و مخالفت والد ماجد خود نيز مىباشد
هفتم
آنكه فاضل رشيد در شوكت عمريه گفته اگر چه ائمه اطهار عليهم السلام به حكم احاديثى كه صاحب رساله ذكر كرده و ديگر احاديث شائعه مستفيضه مستند امتاند و اخبار آن اخيار مفاتيح مغلقات و مصابيح ظلمات و مصادر حكمت و مظاهر شريعتست ليكن كلام در طريق وصول آن اخبارست و بسا اوقات روات يك فرقه نزد اهل آن مامون و نزد غير آن مطعون مىباشند لهذا هر فرقه روايات مرويّه را در طريق خود مسلم مىدارد و اخبار مرويه را در فرقه مخالف خود مقدوح مىانگارد ازين عبارت واضحست كه هر فرقه اخبار مرويّه را در فرقه مخالف خود مقدوح مىانگارد پس حسب افاده رشيديه هم اين روايت كه شاه صاحب آوردهاند نزد شيعه مقدوح و مجروح باشد نه لائق اعتبار و اعتماد نزد ايشان فللّه الحمد كه شناعت و فظاعت استدلال مخاطب به اين روايت سراسر خسارت حسب افادات خود