تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 672

مساهمون:

ص٦٧٢
بسبب سكوت شهرستانى حسب افاده شاهصاحب و فاضل رشيد ثابت شد كه اين مقوله مقبول شهرستانى عمدة الفحولست پس كلام در قائل اين مقوله و ارجاع آن به يهود ضررى به مقصود و نفعى بمخالفت حقود و معاند حسود ندارد و الحمد للَّه الودود و علاوه برين ذكر فضلاى سنّيه مضمون عبارت ملل و نحل را بالقطع و الجزم و البتّ و الحتم ذكر نموده‌اند و اصلا بقائلى آن را نسبت نكرده عبد الوهاب رودآورى در نقاوة الملل و طراوة النحل كه نسخهء عتيقهء آن پيش فقير حاضرست در ذكر يهود گفته بدانكه هاد الرّجل بمعنى بازگرديدن و توبه كردنست و سبب اطلاق اين لفظ بر ايشان آنست كه موسى گفت عليه السّلام انا هدنا إليك يعنى باز گرديدم و تضرع مىكنم و اينها امت موسىاند و كتاب ايشان توراتست و اول كتابى كه از آسمان فرود آمد توريت بود اما آنچه بابراهيم عليه السلام و جز او فرود آمد آن را كتاب نگويند بلكه صحف خوانند و اين كتاب مشتمل است بر اسفار در سفر اوّل مبدا خلق ياد كند پس احكام و حدود و احوال و قصص و مواعظ و اذكار در سفرها ديگر جداگانه ياد كند و همچنين الواح كه بر هيئت مخصوصى بود بوى فرود آمد مشتمل بود بر اقسام علمى و عملى قال اللَّه تعالى
وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْعِظَةً
اشارتست به تمام قسم عملى و تفصيلا لكل شىء اشارتست به تمام قسم علمى موسى عليه السلام اسرار توريت و الواح را بر يوشع بن نون فائض گردانيد وصيّه من بعده تا يوشع پس از وى بر اولاد هارون فائض كند زيرا كه موسى و هارون عليهما السلام در آن كار مشترك بودند در قرآن خبر داده است
وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي
و وصى درين كار هارون بود چون هارون عليه السلام وفات يافت وصايت از وى منتقل شد بيوشع بن نون بر سبيل وديعت تا به شبر و شبير رساند پسران هارون زيرا كه وصيت و امامت بعضى مستقر است و بعضى مستودع و يهود دعوى كردند كه شريعت يكى بيشتر نباشد و آن شريعت بموسى عليه السلام ابتدا كرده است و به وى تمام شده است پيش ازين شريعتى ديگر نبود مگر حدود عقلى و احكامى كه تعلق بمصلحت دارد و نسخ جائز نداشتند