تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 650

مساهمون:

ص٦٥٠
ان اتحد دليلاهما و معارضة بالمثل ان اتحد صورتهما و الا أي و ان لم يتّحدا الا صورة و لا مادة فمعارضة بالغير ازين عبارت بوضوح تمام ظاهرست كه معنى معارضه اقامت دليلست بر خلاف آنچه اقامت كرده‌ست خصم دليل را بر آن پس معلوم شد كه معارض مستدل مىباشد پس براى دفع معارضه مجرّد و خلق احتمال كافى و وافى باشد امّا تمسّك رازى بعدم انتفاى مسبب بسبب انتفاى سبب درين مقام اعنى نفى خلافت بسبب عدم موت پس پر ظاهرست كه در مقام ادعا و استدلال واقع شده نه در مقام منع بيانش آنكه تمسّك رازى بعدم مباشرت حضرت هارون عليه السّلام تنفيذ احكام را بسبب موت قبل حضرت موسى عليه السّلام بر عدم امامت جناب امير المؤمنين عليه السّلام استدلال صريحست و استدلال دليل دعويست پس درين مقام رازى مدعى گرديده و ازينجاست كه رازى اين دليل را معارض دليل اهل حقّ گردانيده حيث قال و إذا تعارضا تساقطا و ظاهرست كه تعارض در دو دليل مىباشد نه در دليل و منع و دليل دليل دعويست پس رازى درين مقام مدعى شد و بجواب اين دليل هر گاه اهل حقّ بگويند كه از عدم امامت حضرت هارون بعد حضرت موسى عليهما السّلام بسبب وفات حضرت هارون لازم نمىآيد عدم امامت جناب امير المؤمنين عليه السّلام زيرا كه وفات آن حضرت در حيات سرور كائنات عليه و آله آلاف التحيات كه سبب نفى امامت تواند شد متحقق نشده پس درين مقام منصب اهل حقّ منصب منع‌ست نه منصب مستدل و مانع را مجرد احتمال كافيست پس حضرات سنيه را مىبايد كه چون مدعى نفى خلافت جناب امير المؤمنين عليه السّلام بسبب عدم وصول حضرت هارون عليه السّلام بخلافت گرديده‌اند سببى كه باعث عدم وصول خلافت به حضرت هارون عليه السّلام گرديده ثابت سازند تا مدعاى شان ثابت شود و مجرد احتمال كه شايد سببى ديگر قائم مقام موت در نفى خلافت شده باشد به كار نمىآيد و هذا ظاهر كلّ الظهور
مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ