تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
خليفه او بود نه بعد وفات او كه موت حضرت هارون قبل موت حضرت موسى است به چند سال پنجاه و هشتم آنكه نيز در ازالة الخفا گفته مشهور از خصال حضرت هارون همان خصال ثلاثه است انتهى و مراد از خصال ثلاثه همانست كه در قول او اعنى پس حضرت هارون جمع كرد در ميهمان سه خصلت از اهلبيت حضرت موسى بود و خليفه او بود بعد غيبت الخ پنجاه و نهم آنكه نيز شاه ولى اللَّه در قرة العينين گفته بايد دانست كه مدلول اين حديث يعنى حديث منزلت نيست الاستخلاف مرتضى بر مدينه در غزوه تبوك و تشبيه دادن اين استخلاف باستخلاف موسى هارون را در وقت سفر خود بجانب طور شصتم آنكه نيز ولى اللَّه در قرة العينين گفته پس حاصلست اين كه حضرت موسى در ايام غيبت خود حضرت هارون عليه السلام را خليفه ساخته بودند شصت و يكم آنكه نيز ولى اللَّه در قرة العينين گفته و حضرت هارون از اهل بيت حضرت موسى بودند و جامع بودند در نيابت نبوت و اصالت در نبوت شصت و دوم آنكه نيز در قرة العينين گفته و حضرت مرتضى مثل حضرت هارونست در بودن از اهل بيت پيغامبر و در نيابت نبوت بحسب احكام متعلقه بحكومت مدينه نه در اصالت نبوت شصت و سوم آنكه را آن حضرت صلّى اللَّه عليه و سلّم كه مربى ظاهر و باطن است قصد فرمود كه راهى نمايد باعانت نيابت و شان آن را در چشم مرتضى پس مفخم گرداند پس ارشاد فرمود اين همان منصبست كه حضرت هارون به آن اعانت نمود حضرت موسى را و ناهيك بها انتهى پس از وجه پنجاه و چهارم تا وجه شصت و سوم ده وجه است از كلام شاه ولى اللَّه كه همه آن دلالت مىكند بر حصول خلافت براى حضرت هارون عليه السلام
تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ
و وجه حاوى عشر تصريح شاه ولى اللَّه است بخلافت حضرت يوشع كما سيجيء انشاء اللَّه تعالى