تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي
پنجاه و سوم آنكه نيز در مدارج النبوة گفته و لازم نمىآيد از استخلاف او يعنى على عليه السلام بر اهل در اين جا استخلاف بر امت چنان كه موسى عليه السلام خليفه گردانيد هارون را در قوم خود مدت غيبت خود و رفت بمناجات و اگر اين حضرات شديد الحياء افادات و تصريحات محدثين نقاد و شراح امجاد رآهم بجوى نخرند چنانچه كلام الهى و تصريحات مفسرين و افادات مورخين و تنصيصات متكلمين موجب انكسار و انضجار و اختلال حواس و اضطراب و انتشار خود نه پندارند بلكه بعد سماع همه اين نصوص دست از تقليد غير مرصوص نه بردارند پس بتأييدات ربّانيه نامتناهيه و توفيقات و تسديدات الهيه در وجوه آتيه بطلان ادعاى منافات بى ثبات كه مخاطب عالى درجات بر زبان آورده از افادات والد ماجد او كه او را در صدر همين باب امامت آيتى از آيات الهى و معجزه از معجزات نبوى دانسته كالشمس فى رابعة النهار مبرهن و روشن مىگردانم پنجاه و چهارم آنكه شاه ولى اللَّه در ازالة الخفا گفته حاصل آنست كه حضرت موسى در وقت غيبت خود از بنى اسرائيل بسوى طور حضرت هارون را خليفه ساخت پنجاه و پنجم آنكه نيز در ازالة الخفا گفته پس حضرت هارون جمع كرده در ميان سه خصلت از اهلبيت حضرت موسى بود و خليفه او بود بعد غيبت و نبى بود پنجاه و ششم آنكه نيز در ازالة الخفا گفته آن حضرت صلّى اللَّه عليه و سلّم چون مرتضى را خليفه ساخت در غزوه تبوك مرتضى تشبيه پيدا كرد به حضرت هارون در دو خصلت اول خلافت در وقت غيبت و بودن از اهلبيت الخ پنجاه و هفتم آنكه نيز در ازالة الخفا گفته و اگر مراد آن حضرت صلّى اللَّه عليه و سلم خلافت كبرى مىبود تشبيه مىداد به حضرت يوشع كه خليفه حضرت موسى بعد وفات او بود نه به حضرت هارون زيرا كه حضرت هارون در وقت غيبت حضرت موسى بجانب طور