آن حضرت و ظاهرست كه استرضا و تطييب و جبر كسر به غير آنكه بطلان وهن استخلاف و نقص درجه آن ثابت شود متحقق نمىگردد پس هر گاه بطلان وهن و ضعف استخلاف بنابر ارشاد جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم حسب اعتراف مكرّر خود ابن تيميه ثابت شد كمال شناعت و فظاعت صنيع شنيع او ظاهر گرديد كه بمزيد مجادله و معانده ادعاى مرجوحيت و مفضوليت و اضعف اين استخلاف نموده گوى مسابقت در كذب و افترا و اعتساف و عدوان و جزاف ربوده و از تناقض صريح و تهافت قبيح كه از كلمات خودش پيداست نانديشيده بر سر عيب و ذم استخلاف جناب امير المؤمنين عليه السلام كه بطلان آن از كلام خودش واضحست رسيده پس اين خرافت و تيرگى و جسارت و خيرگى ابن تيميّه قابل تماشا بلكه لائق استهزاست كه خود بتكرار ثابت ساخته كه جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم توهم وهن استخلاف و نقص درجه آن را رد فرموده و باز اين توهم متوهم را دليل اضعفيت و اوهنيت و مرجوحيت اين استخلاف مىگرداند هان بسبب مزيد شامت نصب از تصديق ظاهرى جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نيز دست برداشته و بامرى كه باعتراف خودش ثابتست اعتنا نساخته بر خلاف آن باثبات نقص و ضعف استخلاف جناب ولايتماب گردن افراشته و ناهيك به على بعده عن الانصاف و الدّين و اغراقه فى المجاذفة و الكذب المهين دليلا
وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا *
و انهماك ابن تيميه در تاييد خرافات و مقالات منافقين و شغف و و له او بتقويت هفوات معاندين بيدين