و امحاض عمل و كثرت رغبت و شوق و و له بتحمل شدائد فى سبيل اللَّه و اعراض از دنيا و ما فيها و عدم مبالات و احتفال ببقاى سريع الفنا برهان ؟ ؟ ؟
محبّت و مودّت جناب سرور انام صلّى اللَّه عليه و آله الكرام و انهماك در محامات و نصرت و معاضدت و موازرت و معاونت و حراست و حمايت و كفايت سرور اخيار از شرور اعداد كفارست پس چنين فضيلت جليله را دليل عيب و نقص استخلاف آن حضرت گردانيدن غايت عصبيت و عناد و اقصاى مكابره و لدادست چشم بدانديش كه بركنده باد عيب نمايد هنرش در نظر
ابطال استدلال ابن تيميه بفقره اتخلفنى فى النساء و الصبيان بر ضعف استخلاف آن حضرت
و اما فقرهء
أ تخلفني فى النساء و الصّبيان
پس آن هم بر تقدير تسليم مفيد وهن و ضعف اين استخلاف نيست بلكه غرض از آن اين ست كه جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم بجواب آن غايت فضل آن حضرت و دفع مزعوم باطل منافقين بيان فرمايد چنانچه خود ابن تيميه هم بيان كرده فبين له النّبىّ ص
انّى انّما استخلفتك عندى الخ
ازين عبارت ظاهرست كه جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم به اين قول بيان فرمود كه استخلاف جناب امير المؤمنين عليه السّلام ؟ ؟ ؟
بسبب امانت آن حضرت نزد جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم واقع شده و استخلاف موجب نقص و عيب نيست كه حضرت موسى استخلاف حضرت هارون بر قوم خود فرموده پس چگونه استخلاف موجب نقص باشد حال آنكه حضرت موسى آن را در حق حضرت هارون به عمل آورده عجبست كه چگونه ابن تيميه بر خلاف ارشاد نبوى كه خود مقربانست فعل و قول جناب امير المؤمنين عليه السلام را محمول بر اثبات ضعف و وهن استخلاف آن حضرت مىگرداند