تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
لقد علم الناس بأن سهمي * من الاسلام يفضل كل سهم و احمد النبي اخي و صهري * عليه اللَّه صلّى و ابن عمى و اني قائد للناس طرا * الى الاسلام من عرب و عجم و قاتل كل صنديد رئيس * و جبار من الكفار ضخم
صهر : پدر زن ، و العرب بالضم : خلاف العجم و العرب واحد مثل العجم و العجم ، و صنديد بكسر : مهتر ، و ضخم : بزرگ . و در بعض نسخ بجاى من الكفار ، من الاسلام . مىفرمايد : هر آيينه بحقيقت دانند مردم كه بخش من از اسلام افزون مىآيد بر هر بخشى ، و احمد پيغمبر برادر من و پدر زن من است ، بر او خدا درود فرستاد ، و پسر برادر پدر من است ، و بدرستى كه من كشنده‌ام مردم را همه بسوى اسلام از عرب و عجم ، و كشندهء هر مهتر سردارم و سركش از كافران بزرگ .
از خلق جهان پايهء من بيشتر است * در علم و عمل مايهء من بيشتر است جاهل كه ز بخت بد بگيرد خونش * در ديدهء او خنجر من نيشتر است و في القرآن الزمهم ولائي * و أوجب طاعتي فرضا بعزم كما هارون من موسى اخوه * كذاك أنا اخوه و ذاك اسمى لذاك اقامنى لهم اماما * و اخبرهم به بغدير خم فمن منكم يعادلنى به سهم * و اسلامي و سابقتي و رحمي
امامت : پيشوايى ، و امام : پيشوا ، و غدير : آبگير در دشت ، و خم بضم : موضعى است در ميان مكه و مدينه بجحفة ( بتقديم جيم مضمومه ) كه ميقات اهل شام است ، و معادله : با چيزى برابر آمدن ، و يقال له : سابقه في هذا الامر إذا سبق الناس إليه ، و در بعضى نسخ بجاى بعزم ،