بزعم .
مىفرمايد : در قرآن لازم گردانيد ايشان را دوستى من ، و واجب كرد فرمانبردارى مرا فرض ، يا دل بر كار نهادن ، چنانچه هارون از موسى برادر او بود ، همچنين من برادر اويم و اين نام منست ، براى آن بر پاى داشت مرا براى ايشان پيشوا ، و خبر داد ايشان را به آن در غدير خم پس كيست از شما كه برابر باشد مرا به بخش من و اسلام من و پيشى من و خويشى من ؟
أي مهر تو بر تمام عالم شده فرض * در ذمهء همت است احسان تو فرض
بىمهر تو حق نمىكند هيچ قبول * روزى كه رسد نامهء اعمال بعرض
حكايت : امام احمد از براء بن عازب ، و زيد بن ارقم [ 1 ] روايت كند كه چون حضرت مقدس نبوى صلوات اللَّه و سلامه عليه در وقت مراجعت از حج بغدير خم نزول فرمود ، دست مرتضى على را بگرفت و گفت :
أ لستم تعلمون انى أولى بالمؤمنين من أنفسهم
؟ ، گفتند : آرى ، فرمود :
أ لستم تعلمون أنى أولى بكل مؤمن من نفسه ؟
، گفتند : آرى گفت :
اللَّهمّ من كنت مولاه فعلي مولاه ، اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه .
پس عمر او را ديد و به دو گفت : هنيئا يا ابن أبى طالب أصبحت و أمسيت مولى كل مؤمن و مؤمنة .
و ثعلبى روايت كند كه پيغمبر اين سخن بعد از آن فرموده كه
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ
[ 2 ]
هامش
[ 1 ] زيد بن أرقم الانصارى الخزرجى المتوفى بالكوفة سنة ( 68 ) .
[ 2 ] المائدة : 67 .