التعليقات في الصحاح الستة لو حلف رجل الطلاق انه من قول رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم أو من فعله و تقريره لم يقع الطلاق و لم يحنث ] .
نهايت عجب است كه ابن روزبهان در اين عبارت اين همه بالاخوانى و بلند پروازى در اظهار كمال وثوق و اعتماد و اعتبار صحاح خود آغاز مىنهد ، و باز در همين كتاب روايت نزول آيهء :
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ
را در روز غدير ، از مفتريات شيعه - معاذ اللَّه من ذلك - انگاشته ، و ندانسته كه اين روايت را روات صحاح او روايت كردهاند ، پس تكذيب آن ، تكذيب بعض روات صحاح خود ، و تفضيح و تقبيح ايشان ، بلكه تكذيب خود در مزيد مدح و ثناى صحاح خود است ! .
و سيف اللَّه بن اسد اللَّه ملتاني در « تنبيه » كه عين تمويه است ، گفته :
[ علاوه آنكه مقدوح و مجروح بودن روات اهل سنت اگر مزعوم شيعه است ، پس چه اعتبار دارد كه از قبيل شهادة العدو على العدو است ، و اگر بر طريق اهل سنت است ، پس صريح البطلان است ، چه روات صحاح اهل سنت همه معدل و مزكى و اهل ديانت و تقوى بودهاند ، و نيز روايات اهل سنت در هر عصر و طبقه مشهور و معروف ، و در محافل و مجالس و بر سر منابر مذكور و مدروس ، با وصف اين شهرت و اين ظهور ، تلبيس و دخل و جعل و افتراء امكان عادى ندارد ، و بخلاف روايات روافض كه مدام چون لتهء حيض مستور و مختفي مانده ، اين قسم روايات بيشتر محل تلبيس و جعل و دخل و افتراء است ] - انتهى .
از اين عبارت سراسر بلاغت كه در آخر آن از جامه بر آمده ، زبان درازى ، و هرزهسرايى بغايت قصوى رسانيده ، كمال افتخار و نازش ، و تعلى و استكبار بر روايات سنيه ، و زعم و كمال اعتماد و اعتبار و نهايت