لهم الرّوم : لا ندخلنّكم حتّى تتنصّروا ، فيعلّقون في أعناقهم الصّلبان فيدخلونهم ، فإذا نزل بحضرتهم أصحاب القائم ( عليه السّلام ) طلبوا الأمان و الصّلح فيقول أصحاب القائم : لا نفعل حتّى تدفعوا إلينا من قبلكم [ منّا ] - قال : - فيدفعونهم إليهم ، فذلك قوله :
لا تَرْكُضُوا وَ ارْجِعُوا إِلى ما أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَ مَساكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْئَلُونَ
- قال : - يسألونهم « 1 » الكنوز و هم « 2 » أعلم بها ، - قال : - فيقولون :
يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ * فَما زالَتْ تِلْكَ دَعْواهُمْ حَتَّى جَعَلْناهُمْ حَصِيداً خامِدِينَ
بالسّيف ( و هو سعيد بن عبد الملك الأمويّ صاحب نهر سعيد بالرّحبة ) . » « 3 »
محمّد بن يعقوب : از علىّ بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن فضّال ، از ثعلبة بن ميمون ، از بدر بن خليل اسدى روايت كرده كه گفت : شنيدم حضرت ابو جعفر باقر عليه السّلام در مورد قول خداى - عزّ و جلّ - : ( پس چون عذاب ما را احساس كردند ، از آن گريزان گشتند * نگريزيد و بازگرديد به سوى آنچه در آن در خوشگذرانى و آسايش بودهايد و به خانههاى خود رو آوريد تا شايد پرسش شويد ) فرمود :
« هرگاه حضرت قائم عليه السّلام بهپا خيزد و به سراغ بنى اميّه در شام بفرستد ، به سوى روم بگريزند . پس روميان به آنان گويند : ما به شما راه نمىدهيم مگر اينكه به آيين نصرانيّت بگرويد . آنگاه آنها صليبها به گردنشان مىآويزند و روميان آنها را راه مىدهند و چون ياران حضرت قائم عليه السّلام به سوى روم روند ، آنها امان خواهند و تقاضاى صلح كنند . ياران امام قائم عليه السّلام گويند : ما صلح نمىكنيم مگر اينكه افرادى را كه از ما به شما پناهنده شدهاند به ما تسليم كنيد . »
حضرت باقر عليه السّلام فرمود : « پس آنان را به ايشان تسليم خواهند كرد و اين است
هامش
( 1 ) . [ در مأخذ : يسألهم . ]
( 2 ) . [ در مأخذ : هو . ]
( 3 ) . روضهى كافى : 51 - 52 [ ح 15 ] . جملهى آخر در تمامى نسخههاى مأخذ نيامده است و بر فرض صحّت نسخههايى كه اين جمله در آنها ضبط شده ، ظاهرا مقصود رهبر فراريان به سوى روم است . ( مترجم ) [ ترجمهى جمله : مراد ( از دروشدهى بىجان گرديده ) سعيد بن عبد الملك ( بن مروان ) اموى است كه آبادكنندهى ناحيهى نهر سعيد در رحبه ( معجم البلدان : بصره ) بود . ]