حملههاى سهمگينى بر ايشان دارند تا تمام ارزشهاى معنوى و مادّى را از آنان سلب كنند . . . آرى ، اگر اينها را به خوبى درك كنند و موقعيّت فعلى خويش را دريابند و علّت ضعف و ناتوانىشان را بررسى و ريشهيابى كنند ، خواهند يافت كه ريشهى اصلى تمام اين بدبختىها و نابسامانىهايى كه گريبانگيرشان شده ، نبودن يك زمامدار الاهى آشكارى است كه از سوى خدا و رسول او نصب گرديده باشد تا از بركت او وحدت يابند و يكپارچه شوند و صفوفشان منظّم و نيرومند گردد و در تمام امور زندگى و ريز و درشت مشكلات خود به او مراجعه نمايند و او از راه وحى و ملكات الاهى - كه خداى عزّ و جلّ به وى داده است - شؤون زندگى آنان را تدبير سازد و تنظيم كند .
هرگاه اين حقيقت را دانستند ، ديگر تاب و قرارى برايشان نمىماند و از غفلت و بىخبرى به در مىآيند و خواب از چشمانشان دور مىشود تا اينكه راه رسيدن به سعادت را بپيمايند و در پى خلاص شدن از تنگنايى كه در آن افتادهاند بكوشند و عظمت و بزرگى گذشتهى خويش را بازگردانند و به زندگانى برترى كه خداوند برايشان اراده فرموده نايل آيند .
قرآن كريم پايه و اساس كارى را كه به عهدهى مردم است برايمان ترسيم مىفرمايد و مسؤوليّت مردم را در انجام وظيفه براى رسيدن به هدف والاى زندگى و تغيير و تعويض جامعهى تاريك به جامعهى روشن به نور علم و فضيلت ، در يك آيهى كوتاه گوشزد مىدارد . خداى - تعالى - مىفرمايد :
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ
« 1 »
( همانا خداوند حال و وضع هيچ قومى را تغيير نخواهد داد تا اينكه خود ، حالشان را تغيير دهند . )
آرى ، رحمت خداوند - كه پيوسته و بىانقطاع بر بندگان فرو مىريزد - بهسان نور خورشيد است كه اشعّهى خود را بر همهجا و همهچيز در زمين مىتابد و انسان
هامش
( 1 ) . رعد ( 13 ) : 12 .