نهايى از زندگى تحقّق خواهد پذيرفت .
در سنّت نبوى : هنگامى كه به كتابهاى مربوط به سنّت و حديث پيغمبر گرامى صلّى اللّه عليه و إله و سلم مراجعه مىكنيم ، آنها را - كه مؤلّفانشان از مذاهب مختلف اسلامىاند - از احاديث صحيح و متواترى آكنده مىبينيم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم در آنها تصريح فرمودهاند كه مردى از عترت آن حضرت در آخر الزّمان خروج خواهد كرد و زمين را از قسط و عدل پر خواهد ساخت ؛ پس از آنكه از ظلم و جور پر شده باشد .
اين اضافه بر كتابهاى بسيار زيادى است كه علماى اسلام آنها را تأليف كردهاند ( كه بيش از 300 كتاب در دسترس است ) و در آنها بهطور خاص ظهور آن ابرمرد از عترت پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم را در آخر الزّمان - در هنگامى كه زمين پر از ظلم و ستم شده باشد - مورد بحث و بررسى قرار داده و ويژگىهاى نسبى و حسبى ، حتّى اوصاف جسمى حضرت او را ، با استفاده از احاديث صحيح متواترى كه از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم رسيده است توصيف و مشخّص كردهاند ؛ مانند حديثى كه ابو داود در سنن خود ( 4 : 154 ) از ابو سعيد خدرى روايت كرده است كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود :
« مهدى از من است ؛ فراخ پيشانى و باريك بينى . او زمين را پر از قسط و عدل مىسازد ؛ همچنانكه از جور و ستم آكنده شده باشد . »
اين روايت را علماى بزرگ حديث و دهها مؤلّف و محقّق ديگر نيز گزارش كرده و صحيح دانستهاند ؛ از جملهى آنها علماى شيعهى اماميّهاند كه كتابهايشان پر است از احاديث صحيحى كه از طريق امامان اهل البيت عليهم السّلام از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم روايت شده است ؛ مبنى بر اينكه : او زنده است ؛ روزى مىخورد ؛ دوران غيبت كبرى را مىگذراند ؛ مردم را مىبيند و آنان او را نمىبينند ؛ شؤون ايشان را تدبير مىفرمايد ؛ و اوست واسطهى فيض بين ايشان و پروردگارشان و اگر او نبود ، زمين اهل خود را فرو مىبرد و زمين و آسمان به وجود او برپاست و . . .
چرا غايب شده است و كى ظاهر مىشود ؟
با پژوهش در دلايل نقلى و عقلى ، درمىيابيم كه علّت غيبت