زندگىنامهى مؤلّف
او فاضل ماهر و دانشمند مدقّق ، فقيه آگاه به تفسير و حديث و رجال و علوم عربى ، سيّد هاشم بن سيّد سليمان بن سيّد اسماعيل بن عبد الجواد كتكانى ( منسوب به قريهى « كتكان » ، يكى از آبادىهاى « توبلى » « 1 » از خطّهى بحرين « 2 » ) است .
علماى بزرگوار ما در كتابهاى خود از وى به بزرگى و عظمت و احترام ياد كرده و او را از جهت مرتبهى والاى علمى و مقام ارجمند عملى و معنوى ستودهاند .
اضافه بر اين ، در ادارهى ديار و تنظيم امور و تدبير كارها و شؤون اجتماعى ، منزلت برجستهاى داشت و رياست و سرپرستى بلاد به او منتهى شد . لذا به قضاوت كردن پرداخت و به بهترين وجه ، امور مالى را منظّم ساخت و دست ستمگران و حاكمان را كوتاه كرد و امر به معروف و نهى از منكر را رواج داد و در اين راه تلاش بسيار نمود .
در راه خدا و دين به ملامت و سرزنش هيچكس اعتنا نمىكرد و به شدّت و با پرهيزگارى كامل ، به منع و بازداشتن زمامداران و حكّام از كارهاى خلاف اسلام مىپرداخت .
مقام علمى او
شيخ يوسف بحرانى دربارهى او گويد :
سيّد ياد شده فاضل و محدّث و جامع متتبّع بىمانندى در اخبار بود ؛ به گونهاى كه به جز شيخ ما مجلسى قدّس سرّه كسى در اين كار بر او سبقت نگرفته است . وى كتابهاى چندى تصنيف كرد كه بر بسيارى تتبّع و وسعت اطّلاع او گواه است . « 3 »
هامش
( 1 ) . [ علىرغم جستوجو در چندين منبع ، ضبط دقيقتر نامهاى اين دو ناحيه به دست نيامد ؛ الّا اينكه با استناد به تلفّظ برخى از دانشوران ، واژهى دوم به ياء مختوم است ؛ نه الف مقصور . ]
( 2 ) . [ بحرين ( - دو دريا ) نام جزيرهاى است مشهور در خليج فارس كه از ديرباز شيعهنشين است . منسوب بدانجا را بحرينى يا بحرانى گويند . ]
( 3 ) . [ لؤلؤة البحرين : 63 . ]