پرهيزگارى و زهد او
همهى علما و محقّقان متّفقاند كه بر كتاب يا رسالهاى از او دست نيافتهاند كه در يكى از مسائل فرعى احكام شرع ، گرچه يك مسألهى جزئى ، بحث كرده و نظر داده باشد ؛ با اينكه او در علم و دانش داراى تسلّط و تبحّر بود . دراينباره شيخ بحرانى مىگويد :
. . . ولى من هيچ كتابى از او نيافتم كه دربارهى احكام شرعى فتوايى داده باشد ؛ گرچه در مسألهاى جزئى . تمام آنچه او نوشته همه جمعآورى و تأليف است و آنقدر كه من ديدهام ، در مورد هيچكدام سخنى نگفته است كه قولى را بر ساير اقوال ترجيح دهد يا دربارهاش بحث كند يا نظرى را اختيار كند . من نمىدانم كه اين كار از جهت پايينتر بودن درجهاش از نظر و استدلال بوده يا از روى ورع و پرهيزگارى چنين رفتار كرده است ؛ چنانكه از سيّد زاهد عابد رضىّ الدّين بن طاووس رحمه اللّه اين شيوه نقل گرديده است . « 1 »
استادان و شاگردان او
سيّد بزرگوار ما از چند استاد برجستهى حديث روايت مىكند ؛ از جمله : سيّد عبد العظيم بن سيّد عبّاس استرآبادى و شيخ فخر الدّين بن [ محمّد علىّ بن احمد بن . . . ] طريح نجفى مؤلّف كتاب مجمع البحرين .
عدّهاى از علما و فضلا از او روايت دارند ؛ از جمله : شيخ محمود بن عبد السّلام المعنى ، كه شيخ بحرانى او را در كتاب لؤلؤة البحرين « 2 » ياد كرده است .
درگذشت او
سيّد بحرانى رحمه اللّه در قريهى نعيم در خانهى شيخ عبد اللّه بن حسين بن علىّ بن كنبار ، دار فانى را وداع گفت . جنازهاش را به قريهى توبلى بردند و در مقبرهى ماتينى ( از مساجد معروف آن قريه ) به خاك سپردند . مدفنش زيارتگاه و معروف است . تاريخ وفات او را 1107 يا 1109 هجرى قمرى ذكر كردهاند .
هامش
( 1 ) . [ همان . ]
( 2 ) . [ ص 75 . ]