برخى از آنها چنين مىپندارند كه راهى براى بيرون شدن از اين گرداب نيست ؛ انگار كه اين موجود عاقل فقط براى همين خلق شده است كه در فقر و بدبختى و جهل بماند و تا ابد دچار تيرهروزى و نكبت و محنت باشد !
بعضى ديگر - به جاى اينكه احساس مسؤوليّت كنند و به فكر خلاصى جامعهى بشرى باشند - عزلت و گوشهگيرى از جامعه را براى خود برگزيده و بىاعتنا به آنچه بر سر مردم مىآيد ، به كنجى خزيدهاند .
تنها عدّهى اندكى از آنان با فكر باز و عقل سليم به محدودهى وسيعى نگريستهاند و با بصيرت و دقّت ، مشكلات انسانى را مورد بحث و بررسى قرار دادهاند و مردم را به « مدينهى فاضله » و زندگانى ايدهآل و سعادتمند اميدوار ساختهاند . . .
البتّه انبياى عظام و رسولان گرامى عليهم الصّلاة و السّلام امم خويش را به عاقبت خوش و سرانجام پاكيزه و خرّم براى افراد بشر مژده داده و خبردار ساختهاند . آنان از سوى خداوند وعده فرمودهاند كه روزگار آدميان به سعادت و رفاه و خوشى و راحتى ختم خواهد شد و دوران استضعاف و ظلم و ستم به آخر خواهد رسيد . در آن هنگام ، انسانهاى محروم ، حقوق خويش را باز خواهند ستاند ، از چنگال فقر و محروميّت و رنج رهايى خواهند يافت و پس از آنكه محكوم و رهرو بودهاند ، به رهبرى و زمامدارى خواهند رسيد و به فضل و عنايت الاهى در زمين سرورى خواهند يافت كه :
وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ
« 1 »
( و مىخواهيم بر آنان كه در زمين مستضعف شدند منّت گذاريم و آنان را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم . )
هامش
( 1 ) . قصص ( 28 ) : 6 .