بر اثر ظلم و ستم زورمندان غصّه مىخورند ، چيز تازهاى نيست كه در قرن بيستم [ ميلادى ] يا قرن پيش از آن پديد آمده باشد ؛ بلكه اگر به تاريخ مراجعه كنيم و به دورانها و آثار انسانها در طول تاريخ بنگريم ، خواهيم يافت كه اين رنج و غم و فشار و درد از همان اوايل آفرينش بشر پيوسته جريان داشته است . قرآن كريم از پيدايى قابيل در برابر هابيل و ايستادگى نمرود در مقابل ابراهيم عليه السّلام و تكذيب فرعون نسبت به موسى عليه السّلام و . . . سخن گفته است . همچنين پيغمبر عظيم الشّأن ما كه درود و سلام بر او باد به كفّار قريش به سركردگى ابو لهب و ابو جهل و ابو سفيان دچار گرديد و همينطور در هريك از دورانها ، زورمندان انواع مختلفى از بردگى و باركشى را بر ضعيفان تحميل كردهاند .
جوامع مترقّى امروزى خريد و فروش آدمى را لغو و تحريم كردهاند و اين را از جملهى نشانههاى تمدّن و پيشرفت خود به شمار مىآورند ؛ ولى در حقيقت جز تغيير نام و شكل ظاهرى بردگى و استثمار كار ديگرى نكردهاند ؛ چه اينكه مىبينيم ملّتها و اقليمها را يكجا مىخرند و در مقابل ، فرهنگ استعمارى را بر آنها تطبيق مىدهند !
بنابراين ، آيا اين تناقض فرهنگى موجود را آخرى هست ؟ سرانجام سرنوشت انسانيّت به كجا منتهى مىشود ؟ آيا روزى مىرسد كه جامعهى بشرى سعادت و كاميابى كامل و زندگى ايدهآل را به خود ببيند و به كمال واقعى دست يابد ؟ آيا روزنهى اميدى هست تا انسان از دريچهى آن به خير و خوشى و زندگى راحت چشم بدوزد يا اينكه بر انسان نوشته شده است كه در تاريكى و تيرهروزى و زندگى پر رنج و شكنج و آكنده از مشكلات مادّى و معنوى به سر برد و همواره با امواج بلا و محنت دست و پنجه نرم كند ، سپس در اقيانوس جهل و بدبختى و محروميّت غرق گردد ؟ !
انديشمندان شرق و غرب سعى داشتهاند كه به اين سؤالات پاسخ دهند و براى خلاصى از اين تنگناها چاره جويند و اين مشكلات بزرگ را - كه براى همهى انسانها مطرح است - حل كنند .
المحجة فيما نزل في القائم الحجة ع (سيماى حضرت مهدى ع در قرآن) (فارسى) — صفحة 24
مساهمون: السيد هاشم البحراني
ص٢٤