تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
را در تحديث بعد منع از آن و وعيد و تهديد بر آن بوده ، و ادعاى دلالت بر اذن متأخر كذب صريح و بهت بحت است ، بلكه جائز است كه اين اذن قبل اين وعيد و تهديد باشد ، بلكه ظاهر همين است كه اولا خلافت‌مآب ابو هريره را بعد تذكير او بسماع تهديد بر كذب از جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم اجازت تحديث دادند ، و بعد از آن هر گاه احاديث بىاصل از او شنيدند منع او و تأكيد آن بتهديد و وعيد فرمودند ، و اگر اين منع و تهديد و وعيد متقدم باشد و اين قصه متأخر ، لازم آيد تخطئه جناب خلافت‌مآب در تهديد و وعيد ابو هريره ، كه چرا همين معامله با ابو هريره اولا بجا نياوردند ، و چرا باستفسار سماع حديث ( من كذب علي ) از ابو هريره اذن تحديث به او ندادند ، و چرا به اين وعيد و تهديد شديد تفضيح او كردند ، و مع هذا مكذب روايت اذن هم به حمد اللَّه خود ابن كثير نقل كرده ( حيث قال في التاريخ ) ) :

ابو هريره در زمان عمر بن الخطاب قدرت حديث گفتن نداشت

و قال صالح ابن أبي الاخضر ، عن أبي سلمة : سمعت أبا هريرة يقول : ما كنا نستطيع أن نقول : قال رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم حتى قبض عمر [ 1 ] . ( از اين روايت ظاهر است كه ابو هريره ارشاد كرده كه ما قدرت نداشتيم كه بگوئيم ( قال رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم ) تا كه قبض كرده شد عمر ، پس معلوم شد كه روايت اذن عمر در تحديث كذب خبيث است ، و هم از اين روايت بطلان حمل منع بر صورت خاص ظاهر است ، و هم از اين تأييد و تصديق اصل منع عمر ابو هريره را از نقل روايات و احاديث از جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم در كمال وضوح است .
هامش
[ 1 ] تاريخ ابن كثير ج 8 ص 107 ط مصر .