را بچنين بهتان و هذيان سراسر بطلان ، كه كتب تواريخ براى تكذيب آن وافى و كافى [ 1 ] است مىآلايد .
پس صاحب « مجالس » براى ابطال چنين كذب صريح ، و اغراق فضيح تشيع بني عباس و ديگر سلاطين را ، و لو كان عاما ثابت كرده ، كمال انهماك اكابر حضرات سنيّه در كذب و مباهته و مجادله و مكابره واضح ساخته .
اما آنچه فرموده : و جاحظ معتزلى بيچاره با وجود مجاهر بودن او بحب أمير المؤمنين بتأليف رساله غرّا [ 2 ] .
پس عجب است كه فاضل رشيد بر جاحظ معتزلى اين همه رأفت و شفقت و لطف دادند ، و از شدت عداوت و ناصبيت او خبرى بر نمىدارند ، و از خرافات و هفوات او را در توجيه مطاعن بنفس رسول قطع نظر مىسازند و نمىدانند كه بناصبى او جناب شاهصاحب تصريح كردهاند ، پس اين همه تشنيعات و استهزاءات فاضل رشيد ، متوجه بساحت علياى جناب شاهصاحب خواهد شد .
رساله « غراء » جاحظ اساس مذهب حاميانش را ويران مىكند
و تأليف رسالهء غرّا جاحظ را وقتي مفيد مىافتاد ، كه بر خلاف آن مرتكب تعصبات فاحشه ، در توجيه مطاعن بجناب امير المؤمنين عليه
هامش
[ 1 ] خود شاهصاحب در اواخر باب اول تصريح فرمودهاند به آنكه خاندان آل بويه از غلات اثنا عشريه بودند ، چنانچه در ذكر آل بويه گفته : و اين خاندان همه از غلات اثنا عشريه بودند ، و به همين سبب در اين بلاد كه مذكور شد اثنا عشريه فراهم آمدند و آذربيجان و خراسان و جرجان و مازندران و جيلان و جبال ديلم كه آخرها در قلمرو ديالمه آمده بود موجب غلبه اين مذهب شد ، و علماء اين مذهب بسيار شدند ، و تصانيف و تأليف كثيره پرداختند . تحفه ص 21 .
[ 2 ] ايضاح لطافة المقال ص 28 .