و لم أقصد قصد العافى أي طالب المعروف ، يعنى لم ارد بهذا الانشاء نيل معروف ، انما أردت التشرف بكما [ 1 ] .
فاضل رشيد بمدايح جليله سيد رضى اعتناء نكرده و ليكن بمدح الزامى جاحظ تمسك مىنمايد
« عجب است كه فاضل رشيد ، بمدح سيد رضى جاحظ را ، كه در مقام الزام واقع است ، تمسك مىنمايد ، و همچنين بمدح الزامى تفتازانى تشبث مىكند ، و اين مدايح عظيمه و مناقب جليله سيد رضى را ، كه در مقام تحقيق است نه در مقام الزام ، و اضعاف مضاعفه مدح جاحظ و مدح تفتازانى است ، به نظر نمىآرد .
و نيز بمحامد و مناقب والد ماجد سيد رضي طاب ثراه ، كه از اين مرثيه بليغه ظاهر است ، و بملاحظه آن قلوب متعصبين و متعنتين پر خون است ، اعتنا نمىكند ، و هر گاه نزد فاضل رشيد ، مدح جاحظ مبطل نسبت ناصبيت به او گردد ، و مدح تفتازاني مانع از رد و ابطال تأويل عليلش باشد ، اين همه مدائح و مناقب فاخره سيد رضى ، كه بمراتب بسيار ، كه احصاى آن دشوار است ، بالاتر است از مدح جاحظ و مدح تفتازاني ، مع كون الفارق بينهما الالزام و التحقيق ، به صد اولويت مانع از توجيه طعن و تشنيع بر جناب سيد رضى ، و نسبت فساد مذهب بآنجناب خواهد شد ، و هم مانع از رد و ابطال افادات آن جناب ، در تأييد مذهب حق خواهد شد .
و نيز از اين اشعار بلاغت شعار ، كمال مدح و ثناء جناب سيد مرتضى طاب ثراه هم ثابت است ، پس ابطال أئمهء سنيه افادات آن جناب را در تأييد مذهب أهل حق محض تعصب مذموم ، و جاهليت ملوم خواهد بود ، حسب افادهء رشيد در باب تفتازاني .
و اگر كسى بگويد كه احتجاج بمدح و ثناء أبو العلاء ، رضيين كريمين
هامش
[ 1 ] تنوير ضوء السقط ج 2 ص 55 . . . ط مصر