تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
با دعوى ايمان ايذا نرسانيده ، و در اين زمانه حلم و مروت نيست ، يعنى اگر چه ايمان بر پيغمبر نباشد رسم از مردم و مردمى نيست كه با دعوى ايمان فرزند رسول كشتند ، يعنى نه در اسلام قتل ايشان با دعوى ايمان جائز ، و نه در خلق و مروت ، نه نان گندمى و نه زبان شيرينى ، نه بشاشت و نه راحت .
تراب على رأس الزمان فانه * زمان عقوق لا زمان حقوق فكل رفيق فيه غير موافق * و كل صديق فيه غير صديق لو كان للدنيا الوفاء لما ابتلى * بالقتل مظلوما حسين بن علي لم ينج من مكر الزمان و كيده * من كان في الدنيا نبي او ولي
مصطفى را اگر ايشان به زبان رسول خواندند ، اين قوم نيز فرزندان او را سيد مىگويند ،
« يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ »
اين سيد گفتن ايشان هزلست ، از آنكه موضوع اين لفظ براى تعظيم است چون اهانت و حقارت ايشان را كنند ، حال ايشان شاهد نفاق قال است
« وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ »
و ايشان را خدا سيدى شباب خوانده
« وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ »
و خداوند گواهى مىدهد هر كرا ظاهر با باطن موافق نيست هر آينه منافقان دروغ گويانند .
واى نه يك بار به صد بار واى * زين همه گبران مسلمان نماى
« اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً » *
، سيد خزاده گفتن سپر ساخته‌اند ، تا تهمت كفر و كافرى از خود دور كنند
« فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ » *
پس باز ايستادند از راه راست « ان تمسكتم بهما لن تضلوا من بعدى »
« إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ » *
، بدرستى كه ايشان بد كار مىكنند كه با دعوى ايمان و خزاده گفتن اهانت و ايذا بايشان مىرسانند
« ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا »
خزاده