شدهاند به آن متصلند ، از محفظهاى كه رو به شمال باز است باد به پرهها برخورد كرده و آن را به گردش درمىآورد .
از اينجا به بعد در زمين خشك و بدون گياه مسيرى طولانى را پيموديم تا به علىآباد « 1 » رسيديم ، دهى گلى و محصور كه در حدود بيست خانوار در آن زندگى مىكردند . ارتفاعسنج من ، ارتفاع ناحيه را 600 متر نشان مىداد . با اين حال هوا نسبتا سرد بود و تبى كه از ناحيهء كشك به آن مبتلا شده بودم هنوز آزارم مىداد .
روز بعد در محلى بنام شتر گردن چادر زديم . در اينجا نه دهى بود و نه سكنهاى .
تنها آب باريكى در جويى روان بود . روز بعد به بندان « 2 » رسيديم . دهى با حصارهاى گلى كه در دهانهء درهاى قرار گرفته و كلا سى خانوار در آن زندگى مىكردند . به طرف شرق صخرههاى زيادى در يك رديف قرار گرفته بود . ارتفاع ناحيه 450 متر بود و در درهء بالاى دهكده نخلستان خرما ديده مىشد . با اينحال تمام روز در دهكده برف باريد . جوى باريكى از آب كه از زينلآباد « 3 » سرازير مىشد از بندان گذشته سپس به طرف جنوب مىرفت .
در كنار اين رود و در درهء بالاى دهكده نخلهاى خرما قد برافراشته بود كه خرماى آن بسيار خوب و مرغوب بود . در بازار 2 كيلوى آن يك قران به فروش مىرسيد . ميسى يك كيسهء بزرگ خرما براى مصرف خود در طول گذر از صحراى بلوچستان خريد . به انتهاى قلمرو قاين رسيديم و فراشباشى و غلام كه ما را از بيرجند همراهى كرده بودند اجازه رخصت خواسته و بازگشتند .
هامش
( 1 ) - دهى است از بخش در ميان شهرستان بيرجند . ماخذ فوق .
( 2 ) - بندان جزء بيرجند است . ص 70 فرهنگ آباديهاى ايران .
( 3 ) - زينلآباد جزء بيرجند آمده است . ص 241 فرهنگ آباديهاى ايران .