همچنين مىگفتند كه نسبت اقلام پارچههاى انگليسى كه به اين ناحيه وارد مىشد در مقايسه با كالاهاى روس 5 به 3 است با اين حال من نتوانستم به صحت يا كذب اين مطلب پى ببرم .
شنيدم كه در طول سال 3800 بار شتر ، خشكبار ، پوست ، زعفران و ترياك توسط تجار بيرجندى به بندرعباس ارسال مىشد . اين كاروانها معمولا از راه طولانىتر يعنى از طريق نه و بم حركت مىكردند و هر دفعهء رفت يا برگشت نزديك به دو ماه در راه بودند .
اين كاروانها در موقع بازگشت با خود پارچه ، چاى ، ادويه ، آهن ، نيل ، شكر و مس مىآوردند .
دولت ايران براى كل ناحيهء قاين كه تحت اختيار شوكت الملك بود ، درآمدى حدود 32300 تومان معادل 6660 پوند تعيين كرده بود .
هنگام ترك بيرجند براى خداحافظى و تشكر و قدردانى از محبتهايى كه شوكت الملك در حق ما روا داشته بود به ديدارش رفتم . او و برادرش زحمات زيادى را براى پذيرايى از ما در طول اقامتمان متقبل شدند . پيشنهاد آنها را براى فراهم كردن كالاى مورد نياز گروه بطور مجانى قبول نكردم . اما دعوت آنها را براى ميهمانى شام مفصل و جشن نتوانستم رد كنم و اين زحمت زيادى براى آنها داشت .
اين دو برادر اجناسى از قبيل 45 كيلو گوشت ، 23 كيلو شكر ، 45 كيلو روغن ، بيست راس گوسفند 136 كيلو برنج 136 كيلو نان ، 5 / 4 كيلو چاى و چند بطرى شربت و آب ليمو و مقدار زيادى زعفران و مواد ديگر براى ما فراهم كردند . افراد گروه ما براستى نتوانستند اين محبتها را جبران كنند . حتى خود من نيز به سختى توانستم هداياى كوچكى براى آنها تهيه نمايم .
در محلى بنام بوج « 1 » در هفت ميلى بيرجند اردو زديم . تا با حشمت الملك كه در دهكدهء حاجىآباد اقامت داشت خداحافظى كنيم . حشمت الملك نيز در پاسخ تعدادى فراشباشى را براى همراهى ما تا مسافتى دور از قائن مأمور كرد . راهى كه از بيرجند تا بندان مىرفت عارى از هرگونه گياه و به شدت سرد بود . اولين محلهاى به آن برخورديم مود « 2 » نام داشت . وقتى كه به آنجا رسيديم باد و بوران كمكم به بارش برف تبديل شد . در اين دهكده كلا سيصد خانوار زندگى مىكردند كه همگى آنها به بافت برك يا پارچههاى
هامش
( 1 ) - بوج : در فرهنگ جغرافيائى ايران جلد نهم بواج ضبط شده است كه دهى است از بخش در ميان شهرستان بيرجند . ولى در فرهنگ آباديهاى كشور جزء دهستان القور آمده است .
( 2 ) - مود - دهى است از بخش در ميان شهرستان بيرجند . جلد نهم ، فرهنگ جغرافيائى ايران .