تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
در بيرجند بودم هنوز نسبت به تقسيم اين ثروت اقدام نشده بود و به نظر مىرسيد در اين خصوص اختلافاتى ميان اين برادران بروز خواهد كرد . براى بازديد شوكت الملك به محل اقامت او در دهكدهء عابدين در 5 / 1 ميلى خارج شهر رفتم . در اين محل شوكت الملك يك اتاق پذيرايى به طول 7 متر و نيم و ايوان بزرگى در دو طرف كه در عقب آن نيز محلّى براى اقامت خانواده وى بنام اندرون قرار داشت بنا كرده بود . دهى كه سابق بر اين پدر شوكت الملك در آن زندگى مىكرد اكبرآباد نام داشت و در يك ميلى شرق دهكدهء عابدين قرار گرفته و خالى از سكنه بود . شوكت الملك مدعى بود كه قلمرو تحت حكومت وى از بندان از سمت سيستان تا دهكدهء سر چاه عمارى « 1 » در ابتداى كوير ، در طرف كرمان در دوازده فرسخى بيرجند گسترده است . بعد از اين ناحيه كوير در طولى برابر با 60 فرسخ قرار گرفته كه پس از آن ناحيه كرمان آغاز مىگردد . بنا به گفته وى قافله‌هاى شتر اين كوير را در سه شبانه‌روز طى مىكنند كه البته مردان فقط براى مصرف خود مقدار آب كافى برمىدارند و در طول راه به شترها آب داده نمىشود . از اين مسير بيست و هشت روز طول مىكشيد تا كاروانى از بيرجند به بندرعباس برسد . يعنى سيزده روز از بيرجند به كرمان و پانزده روز از كرمان تا بندرعباس . مسير ديگرى كه باز به بندرعباس ختم مىگردد و از اين يكى طولانىتر است كمى به طرف شرق از نه « 2 » و بم عبور مىكند . كاروان‌ها اين مسير را در عرض پنجاه روز طى مىكنند و معمولا فقط يك بار در سال آن هم به ترتيبى كه رفت و برگشت در زمستان باشد به اين سفر تن در مىدهند . بخاطر گرماى بيش از حد كوير هيچ كاروانى قادر به عبور از آن در تابستان نيست . بعد از اين صحبت‌ها حاكم مجموعهء اسلحه‌هايش را كه گمان مىكنم بيشتر آنها را از پدرش به ارث برده بود با علاقهء خاصى به ما نشان داد و تمام مدت حالتى داشت كه نمايانگر علاقه و دلبستگى فراوان به اين مجموعه بود . او همچنين چند اسلحهء ته‌پر را كه در بيرجند و به فرمان وى ساخته شده بود به ما نشان داد . اين تفنگ‌ها قنداقى محكم و از جنس برنج داشت و گفته مىشد كه از اين اسلحه هزار عدد ساخته شده است . حاكم سيستان حشمت الملك در درون چادر ما را به حضور پذيرفته و پذيرايى كرد . براى ما همراه با چاى يك نان بادامى بسيار عالى كه خانوادهء وى طبخ كرده بود و مقدارى شيرينى آورده شد . زمانى كه در بيرجند بودم مستوفى قاين ، جوانى كه دربرآورد درآمد قاين و سيستان دست داشت و تجربه و اطلاعات زيادى نيز در اين خصوص دارا بود به ديدارم آمد . همچنين
هامش
( 1 ) - دهى از دهستان خوسف شهرستان بيرجند . فرهنگ آباديهاى كشور جلد 21 . ( 2 ) - مركز دهستان نه جزء بخش نهبندان شهرستان بيرجند . فرهنگ آباديهاى كشور جلد 21 .
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 66 | چارلز ادوارد ييت / مهرداد رهبرى / قدرت الله روشنى ( زعفرانلو )