به درخواست سرهنگ فرماندهء توپخانه براى ديدن اسلحههاى آنها رفتم . او در لباس تمام رسمى - متشكل از يك كت تيره و شلوارى كه دمپاى آن را در ساق پوتين مهميزدار قرار داده بود ، در حالى كه عمامهء سفيد به سر و ستارهاى به سينه داشت ، به ما خوشامد گفت و يك گارد احترام دوازده نفرى در لباس مخصوص هنگ توپخانه توپها را به نمايش گذاشته بودند . لباس اين عده با نوار آبىرنگى كه بر روى كلاه و شلوارشان بود و همچنين بندهاى سرشانهء آبى داشت از لباس ديگر گروههاى نظامى متمايز مىشد . اين افراد همگى آذربايجانى بودند و به نظر مىرسد كه تمام كسانى كه در هنگ توپخانه خدمت مىكنند از تركهاى اين منطقهء ايراناند . كلا شش عدد توپ برنجى بود كه از اين تعداد پنج عدد بدون خان بودند و از نوشتههاى روى آنها معلوم مىشد كه در تهران و حدود پنجاه سال قبل ساخته شدهاند . آخرين توپ مستعمل بود و تاريخ ساخت آن به قبل از 1865 م . مىرسيد . عراده دو توپ شكسته شده و نمىشد از آنها استفاده كرد . كلا اسبى براى كشيدن توپها نبود . جدار همهء توپها تقريبا خورده شده و خانهخانه بود و به نظر نمىرسيد كه در صورت لزوم بتوان آنها را به كار گرفت . بعدها شنيدم كه يك سال بعد از ديدار من توپهاى جديدى براى آنها فرستاده شد .
بيرجند شهر نسبتا بزرگى بود و گفته مىشد كه 25000 سكنه دارد . شهر رو به آبادى بود و چنين به نظر ميرسيد كه خانهها نوساز و مردم در آن ساكن هستند و فقط تعداد كمى خانههاى ويران و متروك ، بر خلاف ساير نقاط ايران در آن ديده مىشد . در اطراف شهر به خاطر كمبود كلى آب در منطقه ، باغ فراوان نبود . آب قنات كه در شهر جارى بود مزه شورى داشت و قابل آشاميدن نبود . آب شيرين از چشمههاى نزديك دهكدهء متعلق به حاكم و واقع در پاى كوه باقران تهيه مىشد . اين تپهها جنوب بيرجند را احاطه كرده و در طول دوازده و پهناى چهار فرسخ گستردهاند . در دامنهء اين تپهها چشمهسارهاى كوچكى وجود دارد كه در طول تابستان مردم بسيارى را به سوى خود مىكشاند و ممكن است سبب استفاده مردم از اين مكان به علت نداشتن سرگرمى ديگرى باشد بز كوهى و آهو در اين ناحيه كمياب است .
گفته مىشد كه تمامى تجارت بيرجند از طريق بندرعباس انجام مىشود . ليكن به نظر مىرسيد كه اين مطلب صددرصد درست نباشد . تجارت پشم در دست چند تاجر ارمنى بود كه در سبزوار به سر مىبردند و ساليانه در حدود پنج هزار بار شتر پشم و كالاهاى ديگر از طريق اين شهر براى عبور از درياى خزر صادر مىشد . شكر كلا از روسيه از طريق سبزوار و از فرانسه از راه بندرعباس به اين ناحيه آورده مىشد . كه اولى هر من 5 / 6 قران و دومى به قيمت هر من 7 قران به فروش مىرسيد . هر من حدودا معادل 5 / 6 پوند است .
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 67
مساهمون: چارلز ادوارد ييت
ص٦٧