دهكدههايى كه در اين تپهها قرار داشتهاند ، همگى از سالار حمايت مىكردند و بعد از آنكه مشهد آزاد مىگردد سپاهيان توپها را در نزديكى اين دهات مستقر ساخته و آنها را تهديد مىكنند و سرانجام اين دهكدهها تسليم مىشوند بدون آنكه از آسيب و ويرانى مصون بمانند .
بعد از ابرده در سرزمينى باز و صخرهاى كه از درههاى پردرخت و سايهاى كه به آنها عادت كرده بوديم بسيار متفاوت بود . نزديك به 12 ميل در هوايى گرم به سوى شمال راه پيموديم تا به گلمكان رسيديم و بار ديگر اردوگاه خود را در زمين لخت و عارى از درخت بر پا كرديم .
از گلمكان 13 ميل به طرف بالا در دره پيش رفتيم تا به چشمهء سبز « 1 » كه درياچهء كوچكى در كوهستان در ارتفاع 2310 مترى بود رسيديم . اين قطعه از راه براى ما چهار ساعت و نيم و براى قاطرهايى كه بار داشتند 6 ساعت طول كشيد و 930 متر بر ارتفاع ما افزوده شد . يك ساعت اول از كنار باغها و كشتزارها عبور كرديم اما بعد از آن ، آنچه بر كنارهء رود به چشم ما خورد فقط درختان بيد بود و نسترنهاى وحشى .
در اينجا درياچهاى ديديم كه 270 متر تا 360 متر طول و 90 تا 135 متر عرض داشت و از سه جهت غرب ، جنوب و شرق نيزارها و كوههايى آن را دربرگرفته بودند . راهنما مىگفت كه درياچه سابق وسيعتر از اين بوده است . سپس به يك برآمدگى در دوردست اشاره كرده و آن را ساحل قديمى درياچه ناميد .
ظاهرا درياچه توسط تعداد زيادى چشمه تغذيه مىشد و ماهىهاى ريزى نيز در آن يافت مىگرديد . يكى دو مرغ ماهىخوار سينهسفيد در موقع ورود ما به اين محل سخت مشغول خوردن ماهى بودند . براى مدت كوتاهى به آنها خيره شدم ، به نظر مىرسيد كه مقدار زيادى ماهى شكار كرده باشند . در حالى كه از ملخى به عنوان طعمه استفاده كردم توانستم يك ماهى صيد كنم . اين ماهى رنگ سياهى داشت و از همان انواعى بود كه معمولا در رودخانههاى ايران يافت مىشود .
تعداد زيادى كبك در دره به چشم ما خورد و خدمتكارانى كه پيش از ما حركت
هامش
( 1 ) - چشمه سبز يا چشمهسو سابقه تاريخى دارد . اين چشمه در نظر ايرانيان قديم مقدس بوده و در شاهنامهء فردوسى به آن اشاره شده است و حمد الله مستوفى مؤلف نزهت القلوب از آن ياد كرده است .
بعضى از مورخان محل لگد خوردن يزدگرد را از اسب در كنار همين چشمه ميدانند . چونكه بعضى از چشمههاى آن معدنى است . احتمال دارد براى استفاده از آنها آمده باشد رجوع كنيد به ص 28 تاريخ نيشابور تأليف مؤيد ثابتى و ص 154 راهنماى خراسان تأليف دكتر على شريعتى .