بازگشت و بعد از آنكه چند ساعتى اسبش را استراحت داد بعد از ظهر همراه با آنچه من به او سپرده بودم به جانب مشهد روان شد . بدينترتيب او مسافتى برابر با 184 ميل را در مدت سه روز و با همان اسب مىپيمود بدون اينكه اصلا احساس ناراحتى و خستگى كند .
جالب اينجا بود كه اين پيك هرچند به ظاهر همانند تركمنها لباس پوشيده بود ، اما در واقع ايرانى بود . تركمنهاى ساريك هنگامى كه پسربچهاى بيش نبود او را دزديده و همراه خود به پنجده مىبرند . در آنجا او در بين تركمنها رشد كرده و خلق و خوى آنان را پيدا كرده بود . زمانى كه هيأت رسيدگى به اختلافات مرزى افغانستان به رياست سر پيتر لمسدن « 1 » در سال 1884 م . به پنجده مىرسد . او به عنوان پيك به استخدام آنها درمىآيد و از آن روز تاكنون در خدمت انگليسىها باقى مانده است . در بازگشت به ايران او به ده خود واقع در نزديكى تربت حيدريه رفت و در آنجا از روى علائمى كه روى بدن داشت شناخته شد . اهالى دهكده او را زن دادند و سعى كردند تا او را به ماندن ترغيب كنند . اما او قبول نكرد و ترجيح داد تا در خدمت انگليسىها و در محل كنسولگرى اين كشور باقى بماند .
تركمنها معمولا براى سربازى مناسب نسيتند . در زد و خوردها و تهاجمهاى گذشته شهامت زيادى از خود نشان ندادهاند و برعكس هرگاه كه با مقاومتى روبرو شدهاند كوتاه آمده و اقدام به بازگشت كردهاند . هرچند كه سوارهاى خوبى هستند و در اين خصوص از مهارت زيادى برخوردارند ، اما فكر نمىكنم بتوان آنها را به عنوان سوارهنظام دائمى به كار گرفت . به نظر مىرسيد كه روسها نيز اين مطلب را درك كرده و هرگز سعى نكردهاند تا آنها را براى اين منظور به كار بگيرند . تركمنها مردمى چالاك ، مطيع و بىتوقع هستند ، چيزى كه در بين مردمى كه زندگى مىكنند بسيار كم يافت مىشود . به كار سخت عادت كردهاند و مسافت زياد براى آنها مطرح نيست و قادرند وظايف خود را حتى در شرايطى ناخوشايند نيز به نحو احسن انجام دهند . برخورد با آنها بسيار آسان است و در مجموع براى انجام امور خردهكارى مىتوان به بهترين نحو از آنها استفاده كرد .
بخارايىها در شمال و ايرانيان در جنوب هيچيك به اندازهء تركمنها نسبت به صاحبان كار و بزرگان خود مطيع نيستند و وظايف خود را با جديّت انجام نمىدهند .
اگر تركمن بگويد كه كارى را انجام خواهد داد . مىتوان مطمئن بود كه چنين خواهد كرد . حال آنكه در رابطه با ايرانيها عكس اين مطلب صادق است . اينان هزار عذر و بهانه پيش مىكشند تا از انجام كارى سر باز زنند . استعداد فكر ايرانى در تراشيدن عذر و بهانه براى انجام ندادن امور واقعا خارق العاده و تحسينانگيز است .
هامش
( 1 ) -Sir Peter . Lumsden.