گرفت و از آن به بعد ديگر اتباع انگليس در اين شهر سكونت نداشتهاند .
حكمران استرآباد كيومرث ميرزا عميد الدوله « 1 » روز بعد همراه با پسرش شعاع الدين ميرزا به ديدار ما آمد . ما نيز به تعاقب به بازديد ايشان رفتيم . در ايران كلمه ميرزا وقتى كه قبل از نام شخصى واقع شود ، نشان مىدهد آن شخص منشى و يا نويسنده در كارهاى دفترى است ، حال آنكه وقتى بعد از اسم آورده شود نشان مىدهد كه آن شخص از خانوادهاى بزرگ يا منسوب به سلطنت است .
شاهزاده در ابتدا تمايل داشت كه يك سرتيپ يا سرهنگ را براى خوشامدگويى از طرف خود به ديدار ما بفرستد . يعنى ما اوّل به ديدار او برويم ، امّا عامل انگليس به ما گفت از آنجا كه او نه برادر شاه است و نه پسر وى ، پس اين وظيفهء اوست كه ابتدا به ديدار ما بيايد . در نتيجه او هم به همينترتيب رفتار نمود و در تمام طول اقامتمان در اين ناحيه نهايت احترام و همكارى را نسبت به ما مبذول داشت . او و پسرش هر دو به ديدار ما آمدند و شام را نيز با ما خوردند ، در آخر از من ، ملابخش و محمد خان نيز دعوت كردند كه شامى را نزد آنها باشيم . م . كوخانوسكى و معاونش و سرتيپ هنگ توپخانهء حشمت كه در شهر مستقر شده بود و يكى از خواهرزادههاى حكمران نيز براى شام دعوت شده بودند . بدينترتيب ما در مهمانى شامى كه در نوع خود بزرگ و مجلل بود شركت كرديم . شايد اين باشكوهترين مهمانى شامى بود كه حكمران در استرآباد برپا كرده بود .
هنگ توپخانهء حشمت پادگانى محصور براى خود نداشت . مىگفتند كه حكمرانهاى استرآباد همگى بنوبهء خود از دولت ايران پول گرفتهاند تا پادگانى در اين ناحيه بنا كنند ، امّا واقعيت اين است كه خبرى از پادگان نيست و چيزى بدين منظور ساخته نشده است . براى تمامى تابستان افراد پادگان در چادرهايى به سر مىبردند و در طول زمستان سرهنگ آنها را در تكيههاى شهر جاى مىداد . اين هنگ از 500 سرباز ، 60 توپچى تشكيل مىشد و كل سلاح سنگين موجود به 3 توپ اتريشى و 9 توپ ساخت ايران خلاصه مىشد .
در استرآباد هم سرتيپ تلگراف مانند آنچه در شهرهاى ديگر ايران معمول است جاه و مقام بالايى دارد .
نكتهء جالب در ايران اين است كه پست سرتيپ تلگراف را تقريبا در بيشتر شهرها شاهزادهها در تصدى خود دارند . تعداد شاهزادهها در ايران بايد زياد باشد . معمولا در هر
هامش
( 1 ) - كيومرث ميرزا عميد الدوله پسر قهرمان ميرزا پسر هشتم عباس ميرزا نايب السلطتنه است كه در سال 1277 ه . ق . ملقب به عميد الدوله گرديد . ص 180 شرححال رجال ايران . جلد سوم . تأليف مهدى بامداد .